تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
( 1 )

4 - خولى بن يزيد اصبحى

بعضى از منابع گفته‌اند : « خولى بن يزيد اصبحى » امام را كشت و سر از تنش جدا كرد « 1 » . ( 2 )

5 - شبل بن يزيد اصبحى

بعضى از مورخان گفته‌اند : « خولى بن يزيد اصبحى » از اسب خود فرود آمد تا سر امام را جدا سازد ، ولى دستهايش به لرزه افتادند ، برادرش شبل به سوى او فرود آمد و سر حضرت را جدا كرده آن را به برادرش سپرد « 2 » . ( 3 )

6 - حصين بن نمير

اين را بعضى از مورخان نوشته‌اند « 3 » . ( 4 )

7 - مردى از مذحج

اين را « ابن حجر » نوشته « 4 » و تنها وى اين را گفته است .
هامش
( 1 ) ابن شهرآشوب ، مناقب 4 / 111 . درر الابكار فى وصف الصفوة الاخيار ، ص 38 . و در آن آمده است كه « عمر بن سعد » به يارانش گفت : فرود آييد و سرش را جدا كنيد . پس « نصر بن حرشهء ضبابى » فرود آمد و با شمشير خود بر گردن حسين مىزد كه ابن سعد ، خشمگين شد و به مردى كه در سمت راستش بود ، گفت : واى بر تو ! به سوى حسين فرود آى و او را راحت كن ، پس خولى به سوى او فرود آمد و سر از تنش جدا كرد . ( 2 ) تاريخ الخميس 2 / 298 ، مؤسسة شعبان . ( 3 ) لم أجده . الافادة فى تاريخ الائمة السادة . ( 4 ) تهذيب التهذيب 2 / 353 .