چنين است :
( 1 ) « اما بعد : تو پيوسته آن گونه كه دوست دارم بودهاى ، كارى با تدبير انجام داده همچون دليرى ثابت قدم ، دست به كار شده و كفايت داشته و گمانم را به حقيقت رساندهاى و نظرم را در مورد خودت تأييد كردهاى ، من دو فرستادهات را فرا خواندم و از آنها در مورد كسانى كه گفتهاى ، پرسيدم و آن دو را در نظر ، عقل ، فهم ، فضل و عقيدهشان آن گونه كه گفتى يافتم . من براى هر كدام از آنها ده هزار درهم دستور دادم و آنها را به سوى تو فرستادم پس در مورد آنان سفارش به نيكى كن .
( 2 ) به من خبر رسيده است كه حسين بن على عزم حركت به عراق كرده است ، پس كمينگاهها و ديدگاهها قرار داده و مواظبت كن و به گمان ، بازداشت كن و همه روزه دربارهء آنچه از خير يا شر برايت پيش مىآيد ، گزارش بده ، و السلام » « 1 » .
هامش
( 1 ) الفتوح 5 / 109 . انساب الاشراف ، ق 1 ، ج 1 ، ولى مورخان اشارهاى نداشتهاند كه اين سرهاى گرانقدر ، سرانجام به چه وضعى رسيدند ، آيا در دمشق به خاك سپرده شدهاند يا در جاى ديگر و اين مطلب را مهمل گذاشتهاند ، جز اينكه در مرآة الزمان ، ص 59 در مورد سر هانى آمده است كه : در اين سال ( يعنى سال 302 ه ) به بغداد خبرى رسيد كه در خراسان ، در كاخ ، خانهاى طولانى يافت شده كه در آن ، هزار سر در برجى قرار دارد و در گوش هر كدام نخى از ابريشم وجود دارد كه در آن رقعهاى است و نام صاحب آن بر رويش نوشته شده و از جملهء آنها سر هانى بن عروه ، حاتم بن حنه ، طلق بن معاذ و ديگران است ، تاريخ آنان يعنى تاريخ قرار دادن آنها در آن خانه ، سال هفتاد هجرت است .
زركلى در حاشيهء اعلامش 9 / 51 - 52 به نقل از تاريخ طبرى 11 / 59 - 60 از حوادث سال 304 ه . آورده است : نامهاى از خراسان به بغداد رسيد كه در آن گفته شده در قندهار ، در برجهاى باروى آن شهر ، برجى متصل به آنها يافت شده كه در آن پنج هزار سر در سبدهايى از علف وجود دارد كه از جمله آنها ، 29 سر است كه در گوش هر كدام از آنها ، رقعهاى ديده مىشود كه با نخى از ابريشم بسته شده است با نام هر كدام از آنان و سر هانى