( 1 ) اين نامه ، قدردانى فراوان ابن زياد را در بردارد و به او صفت « كاردان بيدار » داده شده كه گمان يزيد را در مورد وى به تحقيق رسانده و وى شايسته انجام كارهاى مهمى از اين قبيل است ، يزيد ، او را از تصميم امام حسين عليه السّلام براى حركت به سوى عراق آگاه نمود و او را به انجام امور ذيل دستور داده است :
1 - قرار دادن پستهاى مراقبت و نگهبانى در همهء راهها و جادهها .
2 - دقت در كارها و اينكه دورانديش و بيدار باشد .
3 - برخورد با مردم با سياست سختگيرى و ارعاب و وحشت .
4 - اينكه در تماس دائم با يزيد باشد و همهء مسائل پيش آمده در منطقه را به وى گزارش دهد ، فرزند مرجانه همهء دستورات را اجرا نمود و اقدامات زير را به عمل آورد :
( 2 )
اعلام حكومت نظامى
پس از آنكه طاغوت ، قيام مسلم را سركوب نمود ، با مشتى آهنين ، عراق را قبضه كرد و در همهء مناطق عراق ، حكومت نظامى اعلام نمود ، در اجراى برنامههاى خويش به اعمال قساوت شديد ، تكيه كرد و ظلم و ستم غير قابل وصفى را گسترش داد به طورى كه بردن نام وى ، موجب برانگيختن ترس و هراس در دل عراقيان مىشد ، آن گونه كه نام پدرش ، قبلا چنين بوده است .
حكومت دمشق ، اختيارات وسيعى به وى داد و او را مأمور كرده بود تا مردم را به گمان بگيرد و هر كس را كه نسبت به حكومت اموى كينهتوز باشد و يا
هامش
بن عروه را از جملهء آنان شمرده و گفته است : آنها با همان وضع خود يافت شدهاند جز اينكه پوست آنان خشك شده و موى بر آنها به همان صورت بدون تغيير مانده است .