مشهور گشت و در انجمنها خوانده مىشد و مردم آن را حفظ كردند كه « عبد اللّه ابى سفيان بن حارث » آن را با ابياتى پاسخ گفت كه از جملهء آنهاست :
فلا تسألونا سيفكم ان سيفكم * اضيع و القاه لدى الروع صاحبه
و شبهته كسرى و قد كان مثله * شبيها بكسرى هديه و ضرائبه « 1 »
« شمشيرتان را از ما نخواهيد كه شمشيرتان نابود شد و صاحب آن در هنگام ترس ، آن را افكنده بود » .
« او را به كسرى تشبيه كردى و او واقعا شبيه كسرى بود ، هم راه و روشش و هم مالياتش » .
( 1 ) اين شاعر ، شخصيت عثمان را مورد انتقاد قرار داده و او را به سستى متهم كرد چرا كه هنگام ترس در وقت حملهء انقلابيون ، از خود دفاع نكرد و هيچ نقشى در حمايت و دفاع از خود نداشته ، بلكه خود را تسليم شمشيرهاى انقلابيون نمود تا اينكه بدنش را پاره پاره كردند .
( 2 )
وحشت قريشيان
قبايل قريش به وحشت افتاده و مضطرب گشتند ، زيرا مطمئن شدند كه امام ، اموالى را كه عثمان به ناحق بر آنها بخشيده بود ، مصادره خواهد نمود و « عمرو بن عاص » نامهاى به معاويه نوشت كه در آن آمده بود : « هر چه مىخواهى انجام ده آنگاه كه فرزند ابو طالب ، تو را از هر مالى كه در اختيار دارى ، پوست خواهد كند آن طور كه از عصا پوستش كنده مىشود . . . « 2 » » .
هامش
( 1 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام 1 / 385 ( چاپ دوّم ) .
( 2 ) الغدير 8 / 288 .