تردّى ثياب الموت حمرا فما أتى * لها الليل الا و هي من سندس خضر « 1 »
« از دست دادن مرگ آسان بود ، اما دفاع وفادارانه و خوى مردانه وى را به سوى آن بازگرداند » .
« و نفسى كه ستم را نمىپذيرد ، گويى در روز نبرد ، آن همانند كفر و يا بالاتر از آن باشد » .
« پس پاى خود را در باتلاق مرگ ، محكم كرد و به آن گفت : قيامت روز حشر در زير تو است » .
« جامههاى سرخ مرگ را به تن كرد و شب فرا نرسيد مگر آنكه آنها سندس سبز شده بودند « 2 » » .
( 1 ) سرور آزادگان ، مناعت نفس را در ظلمستيزى و در فداكارى به مردم آموخت . « مصعب بن زبير » مىگويد : « مرگ شرافتمندانه را بر زندگى رذيلانه ترجيح داد « 3 » » سپس اين بيت را بر زبان آورد :
و إن الألى بالطف من آل هاشم * تآسوا فسنوا للكرام التآسيا
« آنان كه در طف از خاندان هاشم بودند ، همديگر را مواسات نمودند و بزرگان را مواسات آموختند » .
( 2 ) سخنان آن حضرت در روز طف از برجستهترين آثار بر جاى مانده در كلام عرب است آنجا كه عزت ، مناعت و بزرگمنشى به تصوير كشيده مىشود .
مىفرمايد : « همانا اين فرومايه فرزند فرومايه مرا ميان دو كار قرار داده است ؛ يا شمشير بكشم و يا خوارى را بپذيرم و هيهات كه ما خوارى را پذيرا گرديم ؛ زيرا
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغة 1 / 302 .
( 2 ) اشاره به « سندس خضر » مىباشد كه از جامههاى بهشتيان است ( م ) .
( 3 ) طبرى ، تاريخ 6 / 273 .