اسرار آفرينش كه بشر جز پس از گذر قرنها آنها را درنمىيابد ، همگى حق و انكارناپذير است . « 1 » اگر تحدّى رخ دهد و به اعجاز منتهى شود ، اين دليل قاطعى است بر درستى نبوّت و سپس ايمان به اينكه آنچه كه در قرآن آمده است ، حق و از جانب پروردگار است كه در روزگار دعوت مردمان به آن ايمان آورده و به آن عمل كردهاند .
از آنجايى كه قرآن كتاب تمام مسلمانان است ، نياز جدى به اثبات عقيده و استنباط احكام در رويارويى با مسائل جديد همچنان پابرجاست . زركشى مىگويد :
« اگر گذشتگان در بحث اعجاز بلاغى سكوت پيشه كردهاند ، بدان خاطر بوده است كه مراد از نزول تعليم حرام و حلال ، شناخت شرايع دين و اصول ايمان بوده است نه آموزش شيوههاى فصاحت . قرآن آمده است تا معجزه باشد . . . شناخت آنان به شيوههاى بلاغت از امورى بوده كه ، بر خلاف استنباط احكام ، نيازى به آن نبوده است . لذا در حوزهء دوم ، سخن گفتهاند نه اول . »
به همين خاطر اعجاز بلاغى محور مباحث علماى اصول ، مفسران و علماى بلاغت به جز ناقدان گشته است . اينكه ناقدان استثنا شدهاند به خاطر طبيعت كار نقد است كه بر شناخت و تفكيك سخن زشت از زيبا استوار است . زبان قرآن در حوزهء معيارهاى رايج نقد قرار نمىگيرد ؛ هرچند كه پديدهء اعجاز بلاغى ، در ذات خود ، پژوهشى نقدى است و بر پژوهش روشها و ژرفكاوى در اسرار بلاغت و مقايسه بين گونههاى كلام برجسته تكيه دارد . « 2 »
پوشيده نماند كه عربها داراى نقد ادبى همگام با نوآورى شاعران و خطيبانشان بودهاند و از روزگاران گذشته دريافتند كه قهرمانان عرصهء شعر از قهرمانان كارزار كمترند . اما اگر تشخيص كلام معمول ميان مردم و نقد آن دشوار است و از زيبايىهاى آن غفلت مىشود و با خوشبينى به نازيبايىهاى بسيار آن و با بدبينى
هامش
( 1 ) فصل ، فى اعجاز القرآن ، ص 22 .
( 2 ) أثر القرآن فى تطوّر النقد ، ص 10 .