ندارد بلكه به صلح در پى آن است يا جنگ . اما وقتى اين عبارت « كلام خداوند » بر قلب تأثيرگذار باشد ، ناگزير خداوند اين آيه را براى رفع شبهه ذكر كرده است . » « 1 »
مراد از اعجاز بلاغى همين تأثيرگذارى شگرف بر جان است . لذا خطّابى گفته است : « اعجاز قرآن جنبهء ديگرى هم دارد كه مردم از آن غافلند جز اندكى از آنان ؛ و آن تأثير آن بر دل و جان است . در ميان تمامى سخنان ، چه نظم و چه نثر ، تنها قرآن است كه وقتى به گوش برسد لذّت و شيرينى و در عين حال شكوه و عظمت در دل مىافكند . جان و دل از آن شادمان مىگردد و چون بهرهاش را از آن برد ، بيمناك مىگردد . بيم و هراس آن انسان را فرامىگيرد و پوستها را به لرزه درمىآورد . دلها را بىقرار مىكند و ميان جان و رازها و عقايد راسخش مانع مىگردد . » « 2 » مىگويد : « گاه تأثير بر دلها و جانها را در آن مىيافتند كه متحيّرشان مىنمود ولى توان نوعى اعتراف را نداشتند . » « 3 »
در پايان به دو نكته در باب اصطلاح اعجاز بلاغى اشاره مىكنيم :
1 . اين اصطلاح در پژوهشهاى گذشته چندان رواج نداشته ؛ هرچند دلالتى را كه تبيين نموديم ، به وضوح در آن پژوهشها وجود داشته است . خطّابى ( درگذشتهء 338 ه ) مىگفت : « بيشتر دانشمندان اهل فن ، بر اين پندارند كه اعجاز قرآن از جنبهء بلاغى آن است . » « 4 » ابو هلال عسكرى مىگفت : « بدان ، شايستهترين دانشها براى فراگيرى پس از شناخت خداوند ، دانش بلاغت و شناخت فصاحت است كه اعجاز قرآن كريم به آن شناخته مىشود . » « 5 »
پس اين اصطلاح با اصطلاحات ديگر تداخل يافته و اين در روزگارى كه هنوز اصطلاحات استقرار نيافته و حد و مرز ثابتى نداشتهاند ، امرى است طبيعى .
اين بدان معناست كه « بلاغت » يعنى « بيان » ، و « اعجاز بلاغى » يعنى « اعجاز بيانى » . عبد القاهر جرجانى كه منزلت علم بيان را ، از پس كژى و خطايى كه به آن راه
هامش
( 1 ) التفسير الكبير ، ج 15 ، صص 226 - 227 .
( 2 ) البيان فى اعجاز القرآن ، ص 64 .
( 3 ) همان ، ص 25 .
( 4 ) همان ، ص 21 .
( 5 ) الصناعتين ، ص 7 .