تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
ولى بايد مالي را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد ، يا اگر در معصيت خرج كرده ، از آن معصيت توبه كرده باشد ، كه در اين صورت از سهم فقرا مىشود به أو داد .
مسأله 1934 - اگر به كسى كه بدهكار است ونمىتواند بدهى خود را بدهد زكات بدهد بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، چنانچه آن بدهكار فقير باشد ، مىتواند آنچه را به أو داده بابت زكات حساب كند ، ولى اگر چيزى را كه گرفته در شرابخوارى يا بطور آشكارا در معصيت صرف كرده واز معصيت خود توبه نكرده ، بنابر احتياط واجب بايد چيزى را كه به أو داده بابت زكات حساب نكند .
مسأله 1935 - كسى كه بدهكار است ونمىتواند بدهى خود را بدهد اگر چه فقير نباشد انسان مىتواند طلبي را كه از أو دارد ، بابت زكات حساب كند .
مسأله 1936 - مسافري كه خرجى أو تمام شده ، يا مركبش از كار افتاده ، چنانچه سفر أو سفر معصيت نباشد ونتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند ، اگر چه در وطن خود فقير نباشد ، مىتواند زكات بگيرد . ولى اگر بتواند در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فرآهم كند ، فقط به مقدارى كه به آنجا برسد ، مىتواند زكات بگيرد .
مسأله 1937 - مسافري كه در سفر درمانده شده وزكات گرفته بعد از آن كه به وطنش رسيد ، اگر چيزى از زكات زياد آمده باشد ، در صورتي كه بدون مشقت نتواند بقيه را به صاحب مال يا نائب أو برساند ، بايد آن را به حاكم شرع بدهد وبگويد آن چيز زكات است .
شرايط كساني كه مستحق زكاتند مسأله 1938 - كسى كه زكات مىگيرد بايد شيعه دوازده امامي باشد واگر از راه شرعي ، شيعه بودن كسى ثابت شود وبه أو زكات بدهد ، وزكات تلف شود بعد معلوم شود شيعه نبوده ، بايد دوباره زكات بدهد .