تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
دوازدهم بدون اختيار أو بعضي از شرطهاى زكات از بين برود ، زكات بر أو واجب نيست .
مسأله 1853 - اگر مالك گاو وگوسفند وشتر وطلا ونقره در بين سال بالغ شود زكات بر أو واجب نيست .
مسأله 1854 - زكات گندم وجو وقتي واجب مىشود كه به آنها گندم وجو گفته شود وزكات كشمش بنابر احتياط وقتي واجب مىشود كه غوره است ، وموقعى هم كه خرما قدرى خشك شد ، كه به أو تمر مىگويند ، زكات آن واجب مىشود ، ولى وقت دادن زكات در گندم وجو موقع خرمن شدن وجدا كردن كاه آنها ، ودر خرما وكشمش موقعى است كه خشك شده باشند .
مسأله 1855 - اگر موقع واجب شدن زكات گندم وجو وكشمش وخرما كه در مسأله پيش گفته شد ، صاحب آنها بالغ باشد ، بايد زكات آنها را بدهد .
مسأله 1856 - اگر صاحب گاو وگوسفند وشتر وطلا ونقره در تمام سال ديوانه باشد ، زكات بر أو واجب نيست . ولى اگر در مقدارى از سال ديوانه باشد ودر آخر سال عاقل گردد ، چنانچه ديوانگى أو به قدرى كم باشد كه مردم بگويند در تمام سال عاقل بوده ، بنابر احتياط زكات بر أو واجب است .
مسأله 1857 - اگر صاحب گاو وگوسفند وشتر وطلا ونقره در مقدارى از سال مست يا بيهوش شود ، زكات از أو ساقط نمىشود . وهم چنين است اگر موقع واجب شدن زكات گندم وجو وخرما وكشمش ، مست يا بيهوش باشد .
مسأله 1858 - مالي را كه از انسان غصب كرده‌اند ونمىتواند در آن تصرف كند زكات ندارد . ونيز اگر زراعتى را از أو غصب كنند وموقعى كه زكات آن واجب مىشود در دست غصب كننده باشد ، موقعى كه به صاحبش بر مىگردد زكات ندارد .
مسأله 1859 - اگر طلا ونقره يا چيز ديگرى را كه زكات آن واجب است قرض كند ويك سال نزد أو بماند ، بايد زكات آن را بدهد وبر كسى كه قرض داده چيزى واجب نيست .