عَذابٍ
« 1 » . اين نوع از عذاب به نعمت جاويدان ختم مىشود و به سعادتى دائمى منجر مىگردد ، كه در مقابل نعمت و لذّات دنياست كه كافران مىپندارند ؛ و بخششى است از جانب پروردگار . و آن در حقيقت ، اساس بدبختى و علّت رنج و عذاب آنهاست . در اين باره مىفرمايد :
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
« 2 » .
چگونه مىتوان از اين آيه سخن گفت :
قالَ عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
« 3 » . سؤالهايى كه با آن مواجهيم عبارتند از : مكان عذاب كجاست ؟ اگر دانستيم كه رحمتش فراگير است و همه چيز را دربر گرفته است ؛ چگونه جريان مىيابد ؟ بر چه كسانى ؟
شايسته است كه بفهميم رحمت فراگيرش نسبت به اشياء ، همان به وجود آوردن آنهاست ، آنگونه كه حكمت مقدّس او ايجاب مىكند كه به وجود آيند . پس موجودات ، به رحمت او قائمند و به رحمت او زندهاند و به زندگى ادامه مىدهند . از رحمت او آن است كه براى آنها ابزار و اسبابى قرار داده است كه استمرار يابند و از حالى به حال ديگر منتقل شوند ؛ اگر درك اين اسباب و بهكارگيرى آن ابزار نيكو باشد ، به حالى بهتر و وضعيّتى ايدهآل منتقل مىشوند .
و اگر از درك درست منحرف گردند و از ابزار و اسباب نزدشان بد استفاده كنند به بدفرجامى خواهند رسيد و به سرنوشتى بد دچار خواهند شد .
مثال آن اين است كه انسان از ابزار مادّى و معنوى ، از حواس پنجگانه و قوّهء عاقله و درككننده بهرهمند است كه به وى اجازهء نفوذ در اعماق محسوسات و معقولات را مىدهد تا ظاهر و پنهان را بفهمد ؛ اگر او آنها را براى هدفهايى كه به خاطر آن خلق شدهاند در جاهاى مناسب آن به كار گيرد ؛ مثلا عقلش را در شناخت خالق و فهم اسرار هستى و هدفى كه براى
هامش
( 1 ) - ص ( 38 ) آيهء 41 : شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد .
( 2 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 178 : و البتّه نبايد كسانى كه كافر شدهاند تصوّر كنند اين كه به ايشان مهلت مىدهيم براى آنان نيكوست . ما فقط به ايشان مهلت مىدهيم تا بر گناه خود بيفزايند . و آنگاه عذابى خفّتآور خواهند داشت .
( 3 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 156 : فرمود : عذاب خود را به هركسى كه بخواهم مىرسانم و رحمت من همه چيز را فراگير است .