تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
آزارى كه تحمّل آن را ندارد ؛ اين يكى از عذابهاى آن است كه از تركيب جسمى و مادّىاش جدا نمىگردد . اوّلين عذاب نفس ، كه راه آخرت را مىپيمايد ، وقتى است كه بين او و اين دنيا ، با دارايى و كالاى آن - مثل مال ، فرزند ، زن ، مقام و بودن با دوستان - جدايى افتد ، و اين امر بر نفس بسيار دشوار است . امّا آسانتر از اين چيزى است كه در آخرت بعد از مرگ انتظارش را مىكشد . عذاب در آن‌جا قابل توصيف نيست و قابل مقايسه با انواع و اقسام عذاب و ابزار دنيا نيست ؛ چون نفس وقتى مجرّد گردد و به سادگى نخستين خود بازگردد ، سراسر شعور و احساس مىگردد ، چه لذّت نعمت و خوشى باشد و چه عذاب دردناك و شكنجه‌آور . آنهايى كه به بهشت پايدار مىروند بر آنهايى كه در جهنّم هستند ، مشرفند ؛ همچنين آنهايى كه در آتش افكنده مىشوند ، اكرام و خشنوديى را كه خداوند براى بندگان رستگارش آماده كرده ، مىبينند و بر حسرت و عذابشان افزوده مىشود و فريادكنان طالب نجات و رهايى مىشوند . افسوس كه چنين نيست ! آيات زيادى در قرآن به اين دو عذاب - عذاب دنيا و عذاب آخرت - اشاره كرده‌اند ، كه از واضح‌ترين و صريح‌ترين آنها ، آيهء سورهء سجده است :
وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
« 1 » . ملا صدرا در تفسير اين آيه به نقل از ابىّ بن كعب و ابن عبّاس و ابى العاليه و حسن مىگويد ، مراد از عذاب ادنى همان مصيبتها و رنجها در جان و مال است . و به نقل از مجاهد مىگويد كه عذاب قبر است . بنا به قول طبرسى در مجمع البيان ، امام صادق ( ع ) فرمودند كه « عذاب ادنى همان چهارپا و دجّال است . » منظور از چهارپا همان است كه در آيهء
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ
« 2 » آمده است ؛ و وقوع قول تنها در وقت نزول عذاب است . چه خوب دريافت علّامه طباطبايى كه در تفسير آيهء
إِنَّ
هامش
( 1 ) - سجده ( 32 ) آيهء 21 : و قطعا غير از آن عذاب بزرگتر ، از عذاب اين دنيا نيز به آنان مىچشانيم ، اميد كه آنها به خدا بازگردند . ( 2 ) - نمل ( 27 ) آيهء 82 : و چون قول عذاب برايشان واجب گردد ، جنبنده‌اى را از زمين براى آنان بيرون مىآوريم كه با ايشان سخن بگويد .
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 394 | صالح عضيمة / سيد حسين سيدى