تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
فكر از حجيّت برخوردار نيست . در تفسير علّامه طباطبايى نقبى به معانى پنهانى آن زده شد ؛ و شايد اختصار را در جايى كه اشاره كافى است ، ترجيح داده ؛ و شايد در مسأله ، رمزى مبهم يافته كه حل آن دشوار است و از آن منصرف شده باشد و تنها به آنچه كه توانسته به توضيح آن بپردازد ، بسنده نموده ، مىگويد : « شكّى در دلالت آيه نيست كه درخت به نوعى مبدأ خطاب و سخن بوده است ؛ امّا كلام - كلام خداوند سبحان - قائم به آن نبوده است ، مثل كلام بشرى ؛ و آن‌جا حجابى بوده است كه خداوند در حجاب بود و از وراى آن به گونه‌اى كه شايستهء ساحت مقدّس او در امر احتجاب باشد با وى سخن گفته است ؛ و او بر هر چيزى محيط است . خداوند فرموده است :
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ
« 1 » . اين موضوع رابطهء محكمى با انديشهء تجلّى دارد كه به شرح دو حكيم ، گنابادى و ملاصدرا ارجاع مىدهيم ، چون در آن‌جا دستيابى به گنجها و اشراف بر دقيق‌ترين لطايف و فراگيرترين و جذّاب‌ترين آنها ممكن است .
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) آيهء 51 : و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد جز [ از راه ] وحى و يا از فراسوى حجابى ، يا فرستاده‌اى بفرستد و به اذن او هرچه بخواهد وحى نمايد .