چيزى ، زوج يا سايه يا باهم را مىآفريند . » اين دوساحتى همان چيزى است كه گنابادى گفته است ؛ چون خوردن از درخت ، اتّصاف به تضاد و دوساحتى در طبيعت را به وجود مىآورد .
اين متفكّر بزرگ معتقد است : انسان از بهشت عدن از باب دوگانه ، يعنى خير و شر ، خارج شده است ؛ امّا از باب واحدى به آن بازخواهد گشت و به سوى درخت زندگى خارج و ظاهر مىشود ، امّا با توجّه به آن ، به آن بازخواهد گشت و آنگاه در راه دوگانگى طولانى روان خواهد شد و بهواسطهء آن از عريانىاش شرمنده خواهد شد ؛ امّا به پايان راه خواهد رسيد و پردهاى بر پاكىاش نيست و قلبش به عريانىاش افتخار دارد ، جز اين كه براى او كامل نخواهد شد تا آن كه بر گناه بهوسيلهء گناه غالب شود ؛ پس گناه در نهايت نابودكنندهء گناه خواهد بود و گناهى جز در پوشش از برگ انجير نيست . آرى ، گناهى جز در مانعى كه انسان بين خود و خدا ايجاد كرده ، وجود ندارد .
اين درخت نفرين شده كه در آيهء
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً
« 1 » چيست ؟ تعدادى از مفسّران آوردهاند كه درخت زقّوم است كه در جاى ديگرى از قرآن آمده است . ولى اينها فراموش كردهاند كه درخت زقّوم مستحق سرزنش و لعن نيست ، بلكه لعنت متوجّه كسانى است كه از آن مىخورند ؛ يعنى كافران اهل جهنّم . اين انديشهاى است كه علّامه طباطبايى از آن دفاع كرده و افزوده است : « اگر تنها درختى باشد كه در متن جهنّم مىرويد ، و يكى از عوامل عذاب ستمگران است و موجب لعنت آن گردد ، بايد آتش و هر عذابى كه خداوند در آنجا براى عذاب آماده كرده هم ملعون باشند و فرشتگان عذاب هم بايد ملعون باشند ، ولى خداوند آنها را زياد ستوده است :
عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
« 2 » . » در ضمن ، جدايى بين رؤيايى كه پيامبر ( ص ) ديد و درخت ملعون ممكن نيست . پس هر دو مايهء
هامش
( 1 ) - اسراء ( 17 ) آيهء 60 : و آن رؤيايى را كه به تو نمايانديم ، و [ نيز ] آن درخت لعنت شده در قرآن را جز براى آزمايش مردم قرار نداديم ؛ و ما آنان را بيم مىدهيم ، ولى جز بر طغيان بيشتر آنها نمىافزايد .
( 2 ) - تحريم ( 66 ) آيهء 6 : بر آن [ آتش ] فرشتگانى خشن [ و ] سختگير [ گمارده شده ] اند . از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمىكنند و آنچه را كه مأمورند انجام مىدهند .