تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
جهت ديگرى بهتر باشد ، مستحب است زكات را به أو بدهد .
مسأله 1974 - بهتر است زكات را آشكار وصدقه مستحبى را مخفى بدهند .
مسأله 1975 - اگر در شهر كسى كه مىخواهد زكات بدهد مستحقي نباشد ونتواند زكات را به مصرف ديگرى هم كه براي آن معين شده برساند ، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعدا مستحق پيدا كند بايد زكات را به شهر ديگر ببرد وبه مصرف زكات برساند ولى مخارج بردن به آن شهر به عهده خود أو است واگر زكات تلف شود ضامن نيست .
مسأله 1976 - اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود ، مىتواند زكات را به شهر ديگر ببرد . ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد واگر زكات تلف شود ضامن است ، مگر آن كه با اجازه حاكم شرع برده باشد .
مسأله 1977 - اجرت وزن كردن ، پيمانه نمودن گندم وجو وكشمش وخرمائى را كه براي زكات مىدهد با خود أو است .
مسأله 1978 - كسى كه 2 مثقال و 15 نخود نقره يا بيشتر از بابت زكات بدهكار است ، مىتواند كمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره هم به يك فقير بدهد ونيز اگر غير نقره چيز ديگرى مثل گندم وجو بدهكار باشد وقيمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره هم برسد مىتواند به يك فقير كمتر از آن بدهد .
مسأله 1979 - مكروه است انسان از مستحق درخواست كند كه زكاتى را كه از أو گرفته به أو بفروشد ، ولى اگر مستحق بخواهد چيزى را كه گرفته بفروشد بعد از آن كه به قيمت رساند ، كسى كه زكات را به أو داده در خريدن آن بر ديگران مقدم است .
مسأله 1980 - اگر شك كند زكاتى را كه بر أو واجب بوده داده يا نه بايد زكات را بدهد ، هر چند شك أو براي زكات سالهاى پيش باشد .
مسأله 1981 - فقير نمىتواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گران تر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد ، يا زكات را از مالك بگيرد وبه أو ببخشد . ولى كسى كه زكات زيادى بدهكار است وفقير شده ونمىتواند زكات را بدهد واميد هم ندارد كه دارا شود ، چنانچه بخواهد توبه كند ، فقير مىتواند زكات را از أو بگيرد وبه أو ببخشد .
مسأله 1982 - انسان مىتواند از زكات ، قرآن يا كتاب ديني يا كتاب دعا بخرد ووقف نمايد ، اگر چه بر أولاد خود وبر كساني وقف كند كه خرج آنان بر أو واجب است . ونيز مىتواند توليت وقف را براي خود يا أولاد خود قرار دهد .
مسأله 1983 - انسان نمىتواند از زكات ملك بخرد وبر أولاد خود يا بر كساني كه