مىگردد وهر امرى كه فقدان آن صفت يا حالت چيزى را متغير كند ،
شرط آن محسوب مىشود . مثلا عدم انجام ركوع وسجود به أصل نماز
خلل مىآورد ولى فقدان حضور قلب " كمال " نماز را زايل مىكند ،
يعنى نماز هست ولى كامل نيست .
أجير : به مزد گرفته شده مانند كسى كه طبق قرارداد در برابر كارى كه انجام
مىدهد مستحق اجرت مىشود .
احتلام : نشانه بلوغ - خارج شدن منى از انسان در حالت خواب .
احتياط لازم : رعايت جوانب نمودن در اين صورت موجب اطمينان انسان به رسيدن به
واقع مىشود .
احتياط مستحب احتياطى است كه مجتهد لزوم رعايت آن را از طريق أدله عقلية يافته است .
احتياطى است غير فتواى فقيه ورعايت آن واجب نيست .
احتياط واجب : عبارت از امرى است كه مطابق احتياط است اما فقيه همراه آن فتوى
نداده است . در چنين مواردى مقلد مىتواند به فتواى مجتهد ديگر كه در
رتبه بعد قرار دارد عمل نمايد .
احتياط را ترك نكند : هر موردى كه فتوايى از فقيه نسبت به آن ذكر نشده است به معنى احتياط
واجب است واگر در همان مورد ، فتوايى ذكر نشده باشد به معنى تأكيد
بر حسن احتياط مىباشد .
احراز : بدست آوردن ، فرآهم آوردن ، دريافتن .
أحوط : منطبق با احتياط .
ادعا : داد خواهى .
اذن : اجازه .
أرباح مكاسب منافع كسب وكار ، هر نوع درآمدى كه از طريق حرفه وكار عايد شود .
ارتماس : فرو رفتن در آب ( غسل ) - فرو كردن در آب ( وضوء ) .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 471
مساهمون: الشيخ محمد تقي بهجت
ص٤٧١