واژه ها واصطلاحات
فقهى
" الف "
آب جارى : آب در حال جريان ، مانند آب چشمه وقنات كه از زمين مىجوشد
ورودخانه كه از كوه ها جارى است وآب لوله كشى شهري .
آب قليل : آبى است كمتر از كر ، كه از زمين هم نجوشد .
آب كر مقدار معينى از آب است كه اندازه وكيفيت آن در احكام آبها بيان شده است .
آب مضاف : آبى است كه با چيزى آميخته شده باشد مانند شربت ويا از چيزى گرفته
شده مانند گلاب .
آب مطلق : به آن آب خالص نيز گفته مىشود .
آلات لهو : أسباب عياشى وخوشگذرانى نامشروع مانند تار وضرب وغيره .
ابن السبيل : مسافري كه در سفر درمانده باشد ، ومخارج سفر وزندگى نداشته باشد .
اتقى : با تقوى تر .
اجاره : قراردادى است كه طي آن منافع مال يا كار يك طرف در قبال اجرت
ومدت معين به طرف ديگر واگذار مىشود .
اجرت المثل : اجرت همانند . مثل اين كه شخصي بدون تعيين اجرت ، كارى انجام دهد ،
براي تشخيص قيمت كار انجام شده گفته مىشود : اگر همين كار را
شخص مشابه اين فرد است انجام مىداد چقدر مىشد ؟ پاسخ هر چه
باشد ، قيمت واجرت المثل همان است .
اجزاء وشرايط : هر امرى كه فقدان آن به أصل يك چيز لطمه زند ، جزء آن محسوب
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 470
مساهمون: الشيخ محمد تقي بهجت
ص٤٧٠