ما زاد به ورثه بر مىگردد .
( 24 ) اگر شخصي بخواهد عضوى از أعضاء بدن خود ، مثلا كليه را به ديگرى
بدهد ، ويا وصيت كند كه بعد از مردن خود ، آن عضو در مقابل پول يا مجانى برداشته
وبه ديگرى داده شود ، در صورتي كه نجات مسلمانى متوقف بر آن عضو باشد ، يعنى
راه نجات آن مسلمان منحصر در دادن عضو به أو باشد ، وتهيه آن از غير مسلمان هم ممكن نباشد اشكالى ندارد .
( 25 ) قصد أقامت در دو محل نزديك به هم در صورتي كه يك محل حساب
نشود وبه حد مسافت شرعي هم نرسد صحيح نيست ، مگر اينك با تعدد محل ،
أقامت واحده محسوب شود ولى اگر شخص در يك محل قصد أقامت كند وشب ها
وقسمت عمده روز را در آن محل كه قصد أقامت كرده بماند وبراي انجام كارى كه در
محل ديگر دارد مقدارى از روز را به آن محل برود به طورى كه به أقامت أو در محل
أول ضررى نزند ، وسپس به محل أقامت برگرده مانعى ندارد .
( 26 ) زنى كه شوهر كرده واز وطن اصلى خود به شهر ديگر مىرود در
صورتي كه از وطن اصلى خود اعراض نكرده باشد ، هر وقت به آنجا مىرود نمازش
تمام است وروزه را بايد بگيرد ، واگر به سبب تبعيت از شوهر يا جهات ديگر اعراض
كرده ، در وطن اصلى حكم مسافر را دارد .
( 27 ) در موردى كه شوهر به وطن اصلى خود كه از آنجا اعراض نكرده ، رفته
وهمسر وى با أو به آن محل مىرود ، در صورتي كه زن قصد أقامت ده روز نداشته
باشد
نمازش شكسته است ، وميزان قصد خود زن است ولو قصد از جهت تبعيت
شوهر باشد .
( 28 ) عكسبردارى ، اگر مستلزم كار حرام نباشد ، مانعى ندارد .
( 29 ) در موردى كه شخصي متاعي را فروخته وقيمت را به صورت چك
مدت دار گرفته ، فروش اين چك به مبلغى كمتر از آن ، در صورتي كه در ما به التفاوت
معامله شرعي انجام گيرد ودر ضمن آن ، شرط قرض يا فروش بقيه به مساوى بشود