تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
( 1891 ) دخترى كه به حد بلوغ رسيده ورشيده است ، يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ، اگر بخواهد شوهر كند ، چنانچه باكره باشد بنا بر احتياط تكليفا بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد ، ولى در غير باكره در صورتي كه بكارتش به سبب شوهر كردن از بين رفته باشد ، اجازه پدر وجد پدرى لازم نيست .
( 1892 ) اگر پدر وجد پدرى غايب باشند ، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت وازدواج براي دختر لازم باشد ، يا در ازدواج نكردن ضرر يا حرج ( يعنى مشقت شديدي ) باشد ، وهم چنين اگر پدر يا جد پدرى از ازدواج أو با كسى كه هم كفو أو است ، با وجود تمام مقدمات وشرايط ، ممانعت كنند ، وأو نيز تمايل به ازدواج دارد وازدواج هم به مصلحت أو باشد ، با اجتماع تمام شرايط مىتواند ازدواج نمايد .
موارد فسخ عقد ( 1893 ) اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد ، مىتواند عقد را به هم بزند : 1 - ديوانگى . 2 - بيمارى خوره . 3 - بيمارى برص . 4 - كورى . 5 - شل بودن ، به طورى كه معلوم باشد . 6 - افضا شده باشد ، يعنى مجراى بول وحيض يا مجراى حيض وغائط أو يكى شده باشد ، ولى اگر مجراى حيض وغائط أو يكى شده باشد ، به هم زدن عقد مشكل است وبايد احتياط شود . 7 - گوشت يا استخوان يا غده‌اى در فرج أو باشد ، كه مانع نزديكى شود .
( 1894 ) اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر أو ديوانه است ، يا آلت مردى ندارد ، يا عنين است ونمى تواند نزديكى نمايد ، يا بيضه هاى أو را كشيده اند ، مىتواند عقد را به هم بزند .
( 1895 ) اگر مرد يا زن ، به سبب يكى از عيوب كه در دو مسأله قبل گفته شد عقد را به هم بزند ، از هم جدا مىشوند وطلاق لازم نيست .
( 1896 ) اگر به علت آن كه مرد عنين است ونمى تواند نزديكى كند ، زن عقد را