تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
( 1073 ) هر گاه شهري در بلندى باشد كه از دور ديده شود ، يا به قدرى گود باشد كه اگر انسان كمي دور شود ديوار آن را نبيند ، كسى كه از آن شهر مسافرت مىكند ، وقتي به اندازه اى دور شود كه اگر آن شهر در زمين هموار بود ، ديوارش از آنجا ديده نمىشد ، بايد نماز خود را شكسته بخواند ، ونيز اگر پستى وبلندى خانه ها بيشتر از معمول باشد ، بايد ملاحظه معمول را بنمايد .
( 1074 ) در شهرهاى بزرگى ، مثل تهران ، همين كه عرفا صدق كند كسى كه در آن شهر زندگى مىكند به راحتى مىتواند در نواحي مختلف شهر رفت وآمد كند بدون اين كه عرف أو را مسافر حساب كند ، بنابر اظهر آن شهر حكم شهرهاى ديگر را دارد .
( 1075 ) اگر از محلى مسافرت كند كه خانه وديوار ندارد ، وقتي به جايى برسد كه اگر آن محل ديوار داشت از آنجا ديده نمىشد ، بايد نماز را شكسته بخواند .
( 1076 ) اگر به قدرى دور شود كه اذان خانه ها را نشنود ولى اذان شهر را كه معمولا در جاى بلند مىگويند بشنود ، بايد نماز را تمام بخواند
( 1077 ) اگر به جايى برسد كه اذان شهر را كه معمولا در جاى بلند مىگويند نشنود ولى اذانى را كه در جاى خيلى بلند مىگويند بشنود ، بايد نماز را شكسته بخواند .
( 1078 ) اگر چشم يا گوش أو يا صداى اذان ، غير معمول باشد ، در محلى بايد نماز را شكسته بخواند كه چشم متوسط ديوار خانه ها را نبيند وگوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود .
( 1079 ) مسافري كه در سفر از وطن خود عبور مىكند ، وقتي به جايى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند وصداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند .
( 1080 ) مسافري كه در بين مسافرت به وطنش رسيده ، تا وقتي در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند . ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود ، يا چهار فرسخ برود وبرگردد ، وقتي به جايى برسد كه ديوار وطن را نبيند وصداى اذان آن را نشنود ، بايد نماز را شكسته بخواند .
( 1081 ) محلى را كه انسان براي أقامت وزندگى خود اختيار كرده وطن أو است ، چه در آنجا به دنيا آمده ووطن پدر ومادرش باشد ، يا خودش آنجا را براي زندگى