روز وبيشتر از ده روز نباشد همه آن حيض است ، وچنانچه بيش از ده روز خون
ببيند ; چند روز با صفات حيض وچند روز با صفات استحاضة ، مانند اين كه پنج
روز به نشانه هاى حيض باشد ، وپنج روز به نشانه هاى استحاضة ، وپنج روز
ديگر دوباره به نشانه هاى حيض باشد ، پنج روز أول وآخر را حيض قرار دهد ،
ودر پنج روز وسط آنچه بر حائض حرام است اجتناب كند وآنچه بر مستحاضة
واجب است انجام دهد .
5 - ناسيه
( مسأله 496 ) : چنانچه ناسيه خونى به نشانه حيض ببيند كه كمتر از سه
روز وبيشتر از ده روز نباشد آن را حيض قرار دهد ، واگر آن خون بيشتر از ده
روز باشد تا پس از هفت روز هر زماني كه احتمال بقاء عادت را مىدهد حيض
قرار داده وبقيه استحاضة است ، واگر عادتش بيش از هفتم نباشد از هفتم تا دهم ،
بين وظايف حائض ومستحاضة جمع نمايد .
مسائل متفرقة حيض
( مسأله 497 ) : مبتدئه ومضطربه وناسيه وصاحب عادت عدديه چنانچه
خونى ببينند كه نشانه هاى حيض دارد بايد عبادت را ترك كنند ، واگر بعد بفهمند
حيض نبوده بايستى عبادتهائى را كه بجا نياورده اند قضا نمايند .
( مسأله 498 ) : زنى كه داراى عادت است ( وقتيه وعدديه يا تنها وقتيه ويا
تنها عدديه ) هر گاه دو ماه پياپى بر خلاف عادت خود خون ببيند ، عادتش تغيير
مىكند به آنچه در آن دو ماه ديده است . مثلا اگر از روز أول تا ششم ماه خون
مىديده ، چنانچه دو ماه از دهم تا شانزدهم ماه خون ببيند وپاك شود ، عادت أو از
دهم تا شانزدهم ماه خواهد بود .
( مسأله 499 ) : مقصود از يك ماه گذشتن سى روز از ابتداى خون ديدن
است نه از روز أول تا آخر ماه .