صداى گريه بلند شد و نمناك شد . نوح پرسيد : اى جبرائيل ! اين ترى و نم چيست ؟
پاسخ داد : اين ميخ حسين بن على سيّد الشهدا است . آن را در كنار ميخ برادرش كوبيد .
آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : خداوند متعال فرموده است :
وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ
« 1 » ، كه : مقصود از « الواح » در اين آيه همان « چوبها » است و ميخهاى آن ما هستيم و اگر ما نبوديم كشتى ساكنانش را حركت نمىداد . « 2 »
توسّل زكريّا عليه السّلام به زهرا عليها السّلام
( 1 ) 30 - مولايمان حضرت بقية اللّه ارواحنا فداه در پاسخ سعد بن عبد اللّه در ضمن حديثى طولانى مىفرمايد : حضرت زكريّا از پروردگارش درخواست نمود كه نامهاى « پنج تن » را به او بياموزد . جبرائيل عليه السّلام بر او نازل شده آنها را به او آموخت .
هرگاه كه زكريّا نام محمّد ، على ، فاطمه و حسن عليهم السّلام را مىبرد ، اندوهش بر طرف مىشد ، ولى همين كه نام حسين عليه السّلام را مىبرد بغض گلويش را مىفشرد و نفسش به شماره مىافتاد و گريهاش مىگرفت . روزى گفت : خداوندا ! چه سرّى دارد كه هرگاه نام چهار نفر از اينان را مىبرم غم و اندوهم بر طرف شده خاطرم تسكين مىيابد ولى به هنگام نام بردن از حسين اشكم جارى و آه و نالهام بلند مىشود ؟
خداوند متعال داستان حسين عليه السّلام را به او خبر داده فرمود :
كهيعص
« 3 » « كاف » اسم كربلا ، « هاء » هلاكت و نابودى خاندان پيامبر ، « ياء » يزيد كه به حسين ظلم و ستم نمود ، « عين » اشاره به عطش و تشنگى حسين و « صاد » صبر او است .
زكريّا كه اين مطالب را شنيد سه روز از مسجدش بيرون نرفته دستور داد كسى بر او وارد نشود و شروع به گريه و زارى نمود و ذكر مصيبت او اين عبارت بود : خداوندا ! آيا بهترين آفريدگانت به فرزندش مصيبت زده مىشود ؟ آيا چنين مصيبتى بر آستانهء آنان فرود مىآيد ؟ خداوندا ! على و فاطمه اين چنين عزادار مىشوند ؟ بعد گفت :
هامش
( 1 ) قمر ( 54 ) : 13 : او را بر چوبها و ميخها سوار كرديم .
( 2 ) عبقات الانوار ، ج حديث سفينة ، ص 1081 ، چاپ مخطوطات اصفهان .
( 3 ) مريم ( 19 ) : 1 .