راكعين ركوع كن . بعد دردش شدّت مىيابد و بيمار مىشود . خداوند مريم دختر عمران را به عيادت او مىفرستد و انيس و همدم او مىشود و در اين هنگام مىگويم :
پروردگارا از زندگى دنيا خسته شدهام و از مردم دنيا سيرم ، مرا به پدرم ملحق كن ، خداوند او را به من ملحق مىكند . از اين رو ، او نخستين فرد از خانوادهام مىباشد كه به من مىپيوندد . او در حالى كه اندوهناك و غمگين است حقّش غصب شده و او را كشتهاند بر من وارد مىشود ، در اين هنگام مىگويد : خداوندا ! لعنت كن كسى را كه به او ستم كرده و كيفر نما كسى را كه حقّ او را غصب نموده ، و ذليل و خوار كن كسى را كه او را خوار كرده ، و در آتش جهنّم خود جاودانه ساز آن كس را كه بر پهلوى او چنان ضربهاى وارد كرده كه كودكش را افكنده است . در اين هنگام ، فرشتگان خواهند گفت : آمين . « 1 »
( 1 ) 17 - على عليه السّلام مىفرمايد : روزى من و فاطمه و حسن و حسين در خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم ، حضرت نگاهى به ما كرده و گريست . عرض كردم :
اى رسول خدا ، چرا گريه مىكنيد ؟ ! فرمود : گريستنم به خاطر كارهايى است كه پس از من بر سر شما مىآيد . گفتم : آن كارها چيست ؟ فرمود : از ضربهاى كه بر فرق سر تو وارد مىشود و سيلىاى كه بر صورت فاطمه مىزنند و خنجر بر ران حسن و سمّى كه به آن مسموم مىشود و كشته شدن حسين در كربلا مىگريم ، اهل بيت همگى گريستند . « 2 »
( 2 ) 18 - عماد الدّين طبرى مىنويسد : از شب پارهاى برفت و مردم به خواب رفتند .
جنازهء فاطمهء زهرا را حاضر كردند . على عليه السّلام و حسن و حسين و سلمان و مقداد و عبّاس و پسران او ، عبد اللّه و فضل ، و عقيل بن ابى طالب و عبد اللّه بن جعفر و بريده و عمّار و زبير و اسامه و دختران على عليه السّلام و زنان قريش از حاضران بر جنازهء او نماز كردند و او را پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در جانب منبر دفن كردند . چون روز شد مردم براى نماز بر جنازهء آن حضرت روى به خانه نهادند . مقداد ابو بكر را بديد و گفت : ما دوش
هامش
( 1 ) صدوق ، امالى ، مجلس 24 .
( 2 ) بحار الانوار ، ط اسلاميه ، ج 28 ص 51 .