تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
اى رسول خدا ! من و پسر عمويم جز يك پوست گوسفند چيز ديگرى نداريم كه هم روى آن مىخوابيم و هم شترمان را بر روى آن علوفه مىدهيم . حضرت فرمود : دخترم صبر كن ! همانا موسى بن عمران ده سال با همسرش زندگى كرد و جز يك عباى قطوانى [ عبايى سفيد كه نخهاى بسيارى در حاشيه‌اش آويزان بود ] نداشتند . « 1 »

مقدّمات زفاف و عروسى

( 1 ) 1 - در حديثى آمده است : پس از تكميل خريد ، أبو بكر مقدارى از اثاثيه ، و ديگر صحابه‌اى كه با او بودند بقيّهء آن را برداشته نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آوردند . هنگامى كه آن اجناس بر حضرت عرضه شد ، با دست خود آنها را زير و رو كرده و مىفرمود : خداوند براى اهل بيت مبارك گرداند . « 2 » 2 - در ضمن حديثى طولانى چنين آمده است : . . . همهء آن اثاثيه را نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برده پيش روى مباركش به زمين گذارديم . چشم حضرت كه به آنها افتاد ، نگاهى كرده گريه‌اش گرفت و اشكش جارى شد . بعد سر به آسمان بلند كرده گفت : خداوندا مبارك گردان براى خانواده‌اى كه مهم‌ترين اسباب زندگى آنها سفال است ! على عليه السّلام مىفرمايد : حضرت رسول بقيّهء پول زره را به امّ سلمه داده فرمود : اين درهم‌ها را نزد خود نگه دار ! از آن روز يك ماه گذشت و من از شرمندگى با آن حضرت در اين باره صحبتى نكردم . امّا هرگاه به تنهايى در حضورش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم ، مىفرمود : چقدر همسر تو زيبا و نيكوست ، خوشا به حالت ، من بانوى زنان جهان را به همسرى تو درآوردم . « 3 » 3 - در ضمن حديثى طولانى آمده است كه على عليه السّلام فرمود : يك ماه پس از خريد اثاثيه با اينكه با رسول خدا نماز مىخواندم و به منزل برمىگشتم ، از امر ازدواج صحبتى به ميان نمىآوردم . همسران رسول خدا به من گفتند : آيا ميل دارى در مورد
هامش
( 1 ) زينى دحلان ، السيرة النبوية ، چاپ شده در حاشيهء « السيرة النبوية » ، ج 2 ص 10 ، و به احقاق الحق ، ج 10 صص 400 - 395 مراجعه كنيد . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 43 ص 94 . ( 3 ) كشف الغمّة ، ج 1 ص 359 .