تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده است كه : فرشته‌اى نزد من آمده گفت : اى محمّد ! خداوند متعال به تو سلام رسانده مىفرمايد : من دخترت فاطمه را در بين ساكنان آسمان به عقد على بن ابى طالب درآوردم ، تو او را در زمين به عقد وى درآور ! « 1 » دانشمند گرانقدر ، على محمّد على دخيّل گويد : حضرت زهرا عليها السّلام از آن جهت كه بانوى زنان جهانيان است ، بر ديگر زنان امتيازات و فضايل ويژه‌اى دارد . از جمله فضايل بىشمار آن حضرت يكى آن است كه وى همسر على بن ابى طالب است و اين ازدواج به فرمان الهى بوده است و مراسمش پيش از آنكه در زمين برگزار شود ، در آسمان و قبل از عالم پايين در جهان بالا انجام گرفته است . اين مطلب را خاصّ و عام روايت كرده احاديث متواترى در اين باره وارد شده است . « 2 » از جابر نقل شده است كه : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تصميم گرفت فاطمه را به همسرى على عليه السّلام درآورد ، به او فرمود : اى ابو الحسن ، برو به مسجد ! من نيز به دنبال تو خواهم آمد و در حضور مردم او را به عقد تو درمىآورم و از فضيلت و شخصيّت تو به آن اندازه خواهم گفت كه ديدگانت روشن شود . على عليه السّلام گويد : من از نزد آن حضرت به مسجد رفته در حالى كه دلم مالامال از شادى و سرور بود . أبو بكر و عمر به من رسيده گفتند : چه خبر دارى ؟ گفتم : رسول خدا با ازدواج من و فاطمه موافقت فرموده به من خبر داد كه خداوند متعال اين ازدواج را انجام داده است ، و اينك رسول خدا به دنبال من وارد مسجد خواهد شد تا اين مطلب را در حضور مردم به همگان ابلاغ كند . آن دو اظهار خوش‌حالى و خشنودى كرده با من به مسجد آمدند . به خدا سوگند كه چيزى فاصله نشد كه رسول خدا در حالى كه چهره‌اش از شادى و خوش‌حالى مىدرخشيد ، از راه رسيده فرمود : بلال كجاست ؟ بلال گفت : بله يا رسول اللّه ! پرسيد : مقداد كجاست ؟ او نيز اجابت كرد . فرمود : سلمان كجاست ؟ سلمان نيز جواب داد . هنگامى كه همگى روبروى حضرت حاضر شدند ، فرمود : برويد اطراف شهر مدينه و مهاجرين و انصار
هامش
( 1 ) ذخائر العقبى ، صص 32 - 31 . ( 2 ) فاطمة الزهراء ، ج 3 ص 44 .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 619 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى