تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
( 1 )
فما مضى من ساعة الّا و قد * جاء ابوهما الغضنفر الاسد
چيزى نگذشت كه پدرشان ، شير شجاع از راه رسيد ،
ابو الأئمّة الهداة النّجباء * المرتضى رابع اصحاب الكساء
[ همو كه ] پدر امامان هدايت كنندهء برگزيده ، مرتضى چهارمين نفر از اصحاب كساء [ است ] .
فقال يا سيّدة النّساء * و من بها زوّجت في السّماء
گفت : اى بانوى زنان ، و اى كسى كه در آسمان با او ازدواج كرده‌ام !
انّى اشمّ في حماك رائحه * كانّها الورد النّدىّ فائحة
من نزد تو بويى به مشامم مىرسد كه گويا گل سرخ تازه است و از خود بوى خوش مىتراود .
يحكى شذاها عرف سيّد البشر * و خير من لبّى و طاف و اعتمر
بوى خوشش از عطر وجود سرور بشر خبر مىدهد كه بهترين كسى است كه « تلبيه » گفته ، طواف كرده و عمره به جاى آورده است .
قلت نعم تحت الكساء التحفا * و ضمّ شبليك و فيه اكتنفا
گفتم : آرى او زير كساء قرار گرفته و شير بچگان تو را نيز به خود چسبانيده است .
فجاء يستأذن منه سائلا * منه الدّخول قال : فادخل عاجلا
پيش آمد و از او اجازه گرفت و خواهان ورود شد و حضرت فرمود : به سرعت داخل شو !
قالت : فجئت نحوهم مسلّمة * قال : ادخلى محبوّة مكرّمة
زهرا عليها السّلام گويد : من به سوى آنان رفته سلام دادم . پيامبر فرمود : وارد شو كه محترم و گرامى هستى !
فعند ما بهم اضاء الموضع * و كلّهم تحت الكساء اجتمعوا
هنگامى كه آن جايگاه به وسيلهء آنان نورانى شد و همگى در زير كساء جمع شدند ،
نادى إله الخلق جلّ و علا * يسمع املاك السّماوات العلى
خداوند مخلوقات كه و الا و بزرگ است ، در حالى كه به گوش فرشتگان آسمان بالا مىرسانيد ، ندا داد :
اقسم بالعزّة و الجلال * و بارتفاعى فوق كلّ عالى
سوگند مىخورم به عزّت و جلال و بلندى و والايىام بر بلنداى هر بلندى
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 423 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى