( 1 )
قال علىّ : نحن و الاحباب * اشياعنا الّذين قدما طابوا
على عليه السّلام گفت : ما و دوستان و پيروان ما كه از دورانهاى پيشين پاك و طاهرند .
فزنا بما نلنا و ربّ الكعبة * فليشكرنّ كلّ فرد ربّه
به خداى كعبه كه به آنچه كه رسيدهايم ، رستگار شدهايم . پس مىبايد هر كس پروردگارش را سپاس گويد .
يا عجبا يستأذن الأمين * عليهم و يهجم الخنون
شگفتآور است جبرائيل امين براى ورود بر آنان اجازه مىگيرد ، ولى خيانتپيشگان بر آنان هجوم مىبرند .
قال سليم : قلت : يا سلمان * هل دخلوا و لم يك استئذان ؟ !
سليم گويد : گفتم : اى سلمان آيا بىاجازه وارد شدند ؟ !
فقال : اى و عزّة الجبّار * ليس على الزّهراء من خمار
گفت : آرى ، سوگند به عزّت خداوند جبّار ، حضرت زهرا مقنعه و خمارى بر سر نداشت .
لكنّها لاذت وراء الباب * رعاية للسّتر و الحجاب
امّا آن حضرت به پشت در پناهنده شد كه بتواند پوشش و حجاب خود را رعايت كند .
فمذ راوها عصروها عصرة * كادت بروحى ان تموت حسرة
همين كه حضرتش را ديدند ، فشارى بر او وارد كردند ، فدايش شوم ! كه نزديك بود كه از حسرت و اندوه جان دهد .
تصيح : يا فضّة اسندينى * فقد و ربّى قتلوا جنينى
فرياد مىزد : اى فضّه مرا بگير ! سوگند به پروردگارم فرزندى را كه در رحم داشتم ، كشتند .
فاسقطت بنت الهدى و احزنا * جنينها ذاك المسمّى محسنا
اى واى ! دختر پيامبر هدايت ، جنين و كودك خود را كه محسن ناميده مىشد ، سقط كرد . « 1 »
هامش
( 1 ) رياض المدح و الثناء ، ص 3 . توضيح اينكه 6 بيت اخير اين قصيده ارتباطى به حديث كساء ندارد بلكه شاعر خواسته با توجّه به ارج و قدر مطرح شده نسبت به آن حضرت در حديث كساء چهرهء خيانت كسانى را ترسيم نمايد كه حريم محترم آن حضرت را شكسته پس از رحلت پيامبر به خانهء وحى هجوم آوردند . ( مترجم )