فاطمه عليها السّلام روايت كند كه فرمود : به هنگام تولّد حسين بن على عليهما السّلام ، پدرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر من وارد شد . من او را در پارچهاى زرد رنگ پيچيده به دست حضرت دادم . حضرت پارچه را به دور انداخته پارچهاى سفيد طلبيده او را در آن پيچيده سپس فرمود :
اى فاطمه ، او را بگير ! او امام و پسر امام و پدر نه امام است ، از صلب او امامان پاك مىباشند كه نهمين آنان قائم آنهاست .
( 1 ) 49 - ابو الطفيل از ابو ذر رضى اللّه عنه روايت مىكند : شنيدم از حضرت فاطمه كه مىفرمود : از پدرم دربارهء اين آيهء شريف :
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
« 1 » پرسش كردم . فرمود : آنان امامان پس از من مىباشند ، على و دو نوهام و نه نفر از صلب حسين ، آنان مردان اعرافند ، داخل بهشت نمىشود مگر كسى كه آنان را بشناسد و آنان نيز او را بشناسند ، و داخل جهنّم نمىشود مگر كسى كه منكر آنان باشد و آنان نيز او را نشناسند ، خداوند جز از راه شناخت آنان شناخته نشود .
( 2 ) 50 - سهل بن سعد انصارى گويد : از حضرت فاطمه زهرا دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء امامان پرسش كردم . فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به على عليه السّلام مىفرمود : يا على ! تو امام و خليفهء پس از من خواهى بود و تو نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر بوده بر آنان مقدّمى ؛ پس از درگذشت تو ، پسرت حسن ؛ و پس از حسن ، پسرت حسين ؛ پس از حسين ، پسرش على بن الحسين ؛ پس از درگذشت او ، پسرش محمّد ؛ پس از درگذشت محمّد ، پسرش جعفر ؛ پس از جعفر ، پسرش موسى ؛ پس از موسى ، پسرش على ؛ پس از على ، پسرش محمّد ؛ پس از محمّد ، پسرش على ؛ و پس از على ، پسرش حسن ؛ و پس از درگذشت حسن ، قائم مهدى نسبت به مؤمنان اولى و سزاوارتر خواهند بود كه خداوند خاور و باختر زمين را به دست او ( قائم ) مىگشايد . آنان امامان بر حق و زبانهاى راستگويند . هر كس آنان را يارى كند ، يارى مىشود و هر كس تنهايشان گذارد ، خوار مىگردد .
( 3 ) 51 - از امام صادق ، از پدرش محمّد بن على بن الحسين ، از پدرش حسين بن
هامش
( 1 ) اعراف ( 7 ) : 46 : و بر اعراف مردانى هستند كه همگى آنان به سيمايشان شناخته مىشوند .