مىگويد : آن كس كه اينك بر كنار قبرم ايستاده علىّ بن ابى طالب عليه السّلام امام من است .
( 1 ) آگاه باشيد ! بيش از اين در فضيلت فاطمه به شما بگويم : همانا خداوند متعال گروهى از فرشتگان را مأموريت داده تا از پيش رو و طرف راست و چپ وى را حفاظت كنند . آنان در دوران زندگى و در ميان قبر و هنگام وفات با اويند و پياپى بر او و بر پدرش و بر شوهر و فرزندانش درود مىفرستند . پس هركس بعد از وفاتم به زيارت من آيد گويا در زندگىام مرا زيارت كرده است ، و هركس فاطمه را زيارت كند ، گويا مرا زيارت كرده ، و هركس على بن ابى طالب را زيارت كند ، گويا فاطمه را زيارت نموده ، و هركس حسن و حسين را زيارت كند ، گويا على را زيارت كرده است ، و هركس ذرّيّه آن دو را زيارت كند ، گويا آن دو را زيارت كرده است .
عمّار ( پس از شنيدن اين فضايل ) گردنبند را برداشته با مشك آن را خوشبو نمود و در بردى يمانى پيچيد و آن را به غلامش كه سهم نام داشت - از سهميهء غنايم خيبر خريدارى كرده بود - داد و گفت : اين گردنبند را نزد حضرت رسول ببر ! و خودت نيز مال آن حضرت خواهى بود . غلامش گردنبند را گرفته نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آورد و گفتههاى عمّار را به عرض حضرت رسانيد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : برو نزد فاطمه و گردنبند را به او بده ! و تو خودت نيز از آن او خواهى بود . غلام گردنبند را نزد حضرت فاطمه عليها السّلام آورده فرمايش رسول خدا را به آن حضرت عرض كرد ، فاطمه عليها السّلام گردنبند را گرفته غلام را آزاد كرد . غلام خنديد . حضرت فرمود : چرا مىخندى ؟ غلام گفت : من از بركت اين گردنبند خندهام گرفته است ؛ گرسنهاى را سير ، برهنهاى را داراى لباس ، تهيدستى را بىنياز ، بندهاى را آزاد كرده و سرانجام نيز نزد صاحب خود برگشت . « 1 »
( 2 ) 2 - در ذيل آيهء شريف : « يوفون بالنّذر » « 2 » از ابن عبّاس روايت شده است :
روزى امام حسن و امام حسين عليهما السّلام بيمار شده بودند . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ديدار آنان رفته أبو بكر و عمر نيز خدمت آن حضرت نشسته بودند . عدّهاى از اعراب نيز از آن دو
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 43 ص 58 - 56 .
( 2 ) دهر ، 7 .