عيادت كرده بودند و به على عليه السّلام گفته بودند : خوب است براى بهبودى آنان نذرى كنى كه هر نذرى كه انجام نشود ، چيزى بر عهدهء انسان نخواهد بود . على عليه السّلام گفت :
براى خداوند بر من لازم است [ و نذر مىكنم ] كه اگر فرزندانم بهبود يافتند به شكرانهء آن ، سه روز روزه بگيرم . فاطمه نيز چنين گفت . فضّه كنيز آنان نيز چنين گفت . كودكان بهبود يافتند ولى در خانه آنان چيزى وجود نداشت . على عليه السّلام نزد شمعون بن حاناى يهودى رفته از او سه من جو قرض كرده آن را نزد فاطمه عليها السّلام آورد .
حضرت فاطمه يك من از آن را آرد كرده پنج گرده نان پخت ، براى هر نفر يك قرص نان . على عليه السّلام نماز مغرب را پشت سر حضرت رسول به جاى آورد و به منزل آمد و فاطمه غذا را در سر سفره جلوى آنان گذاشت . مسكينى بر در خانه حاضر شده گفت : السلام عليكم يا اهل بيت محمّد ! من مسكينى از مساكين مسلمين هستم ، به من غذا بدهيد ! خداوند از غذاهاى بهشتى نصيب شما كند . على عليه السّلام صداى او را شنيده فرمود :
فاطم ذات المجد و اليقين * يا بنت خير النّاس اجمعين
اى فاطمه ، اى دارندهء بزرگوارى و يقين ، اى دختر بهترين تمامى مردم .
اما ترين البائس المسكين * قد قام بالباب له حنين
آيا آن درماندهء بيچاره را نمىبينى كه بر در خانه ايستاده و آه و ناله مىكند ؟
يشكو الى اللّه و يستكين * يشكو الينا جائع حزين
به خدا شكايت برده اظهار درماندگى و بيچارگى مىكند ، گرسنهء غمگينى كه به ما شكايت آورده است ؟
كلّ امرئ بكسبه رهين * و فاعل الخيرات يستبين
هر انسانى در گرو كار خويش است و انجام دهندهء كارهاى نيك ، آشكار خواهد شد .
موعده جنّة علّيين * حرّمها اللّه على الضّنين
كه جايگاهش بهشت برين است و خداوند آنجا را بر انسان بخيل حرام كرده است .
و للبخيل موقف مهين * تهوى به النّار الى سجّين
بخيل داراى جايگاه پستى است كه آتش او را به جايگاه سجّين فرود مىبرد .