باشد و يك روز بر عهدهء من ؛ ديروز كارها بر عهدهء او بود و امروز نوبت من است . « 1 »
انسان در اينجا از تقسيم و طبقهبندى افلاطون نسبت به انسانها تعجّب مىكند .
به عقيدهء او ، هر يك از طبقات مردم براى كارى ساخته شدهاند و داراى شأن و مقامى هستند ( عدّهاى براى نوكرى و عدّهاى براى آقايى ) حال بين اين نظريه و آنچه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دخترش سفارش كرد ، مقايسه نماييد تا اساس تعليم و تربيت اسلامى و نظريهء والاى آن را در ارتقاى شخصيّت انسان به خوبى متوجّه شويد :
( 1 ) محمّد فريد وجدى در كتاب « دائرة المعارف » ، در ذيل كلمهء « افن » مىگويد :
افلاطون مردم را به سه دسته تقسيم كرده است : 1 - قانونگذاران ، يعنى فلاسفه ، 2 - سپاهيان ، 3 - صنعتگران و پيشهوران . فقط گروه نخست كه آنان را « گروه زرّين » ناميده است ، براى رهبرى و آقايى آفريده شدهاند ، نه ديگر گروهها . امّا لشكريان ، نگهبانان مملكت مىباشند كه بر آنان نام « نقرهاى » را اطلاق كرده است . ولى صنعتگران و كارگران براى اطاعت كوركورانه آفريده شدهاند ، آنان را « صنف آهنى » خوانده است . امّا بردگان ، پيادگان اجتماعند و آنان بسان چهارپايان علفخوار هستند .
بعد مىگويد : انسان از اين تعجّب مىكند كه شخصى مانند افلاطون با آن همه فضل و دانش و فكر بلندش چگونه از بردگان به چهارپايان تعبير مىكند با اينكه آنان در انسانيّت با او برابرند . آيا اين خود دليلى روشن و واضح بر تفاوت و فاصلهء زياد بين رتبهء پيامبرى و رتبهء فلسفه نيست ؟ !
8 - طاهره
( 2 ) 1 - حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام از پدران بزرگوارش روايت مىكند كه حضرت زهرا عليها السّلام را از آن جهت « طاهره » ناميدند كه از هر پليدى و ناپاكى پاك و طاهر بود و حتّى يك روز هم خون حيض و نفاس نديد . « 2 »
( 3 ) 2 - حضرت صادق عليه السّلام فرمود : تا وقتى كه حضرت فاطمه زنده بود ، خداوند تمام
هامش
( 1 ) عوالم العلوم و المعارف ، ج 11 ص 115 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 43 ص 19 .