كنيم هيچيك از آنها را نمىتوانيم بپذيريم و نمىشود آنها را صحيح دانست .
زيرا از نظر ضوابط سندى اكثر آنها اخبار واحدى مىباشند كه قابل اعتماد نيستند ، و اگر از ضوابط سندى نيز صرف نظر كنيم مىبينيم كه در اين روايات مطالبى اعجازآميز به دجال نسبت داده شده است با اين كه وى شخصى كافر و سركش و طاغى است ، و قبلا گفتيم كه صدور معجزه از يك شخص كافر ممكن نيست .
( 1 ) و جالب نظر اين است كه هر دو ضعف - ضعف سند و ايجاد معجزات منحرفكننده - در بيشتر اين خصوصيّات موجود است ، بجز در خصوصيّاتى بسيار اندك مانند اعور بودن او كه در روايات بسيارى براى او ذكر شده است . با وجود اين نقاط ضعف امر از دو حال خارج نيست يا بايد تمامى اين اخبار را مردود بدانيم ، و يا اين كه بر يك معناى رمزى و كنايى بر خلاف معناى ظاهرى حمل كنيم .
( 2 ) و روشن است كه حمل بر معناى رمزى از كنار گذاشتن و مردود دانستن بهتر است مخصوصا كه بسيارى از اين روايات به شخص حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - مىرسد كه مىدانيم هيچگاه رهبر عظيم الشأن اسلام امت خود را اين گونه عجيب و غريب تربيت نمىكند ، و لذا متعين است كه بگوئيم رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به يك سلسله معناى حقيقى گستردهء اجتماعى با اين عبارات اشاره كرده است ، و از قانون محاوره كه بايد با مردم به اندازهء عقل و فهمشان صحبت كرد استفاده كرده و در سطح فكر مردم آن زمان با آنها صحبت نموده است . و از همين جا باب نظريّهء دوم دربارهء دجال به روى ما باز مىشود كه در مبحث آينده - ان شاء اللّه - متعرض آن خواهيم شد .
( 3 ) و به هر حال چه اين اخبار را نپذيريم و كنار بگذاريم ، و يا به غير ظاهرش حمل كنيم ، مفهوم اين روايات آن است كه وجود دجال حقيقت دارد لكن يك فرد معيّنى با اين خصوصيّات و ويژگيها كه از ظاهر عبارات مذكور استفاده مىشود نيست و در گذشته نيز چنين شخصى با اين خصوصيّات بوجود نيامده است ، و در آينده نيز نخواهد آمد ، بلكه مقصود از كلمهء دجال با اين خصوصيّات عبارت است از يك سلسله پديدههاى اجتماعى جهانى كفرآميز . ( به زودى به تفصيل و شرح آن خواهيم پرداخت . )
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 643
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٦٤٣