مخصوصترين شكلهاى اقامهء حجّت است و با قانون معجزات همراه و مطابق است .
در جهت آتيه ميزان ارتباط آن به دورهء فتنه و انحراف و برنامهريزى كلّى الهى معلوم مىشود .
( 1 ) اين امور سيزدهگانه مهمترين نشانههاى ظهور بودند كه برخى از قانون معجزات بيرون بود و مشمول آن قانون نمىشد و ثابت شد كه چندتاى آنها در صورتى كه به همان معناى ظاهرى باشد قابل اثبات نيست . و معلوم گرديد حدوث مسخ و احياء اموات پيش از ظهور و طول عمر دجال و بزرگى الاغ او و كشتن و زنده كردن دجال يك مؤمن را اينها اصلا پايه و اساس صحيحى ندارد . و نيز ثابت شد كه پر شدن فرات از طلا يك امر طبيعى است نه يك امر اعجازى ، و خروج خورشيد از مغربش از نشانههاى ظهور حضرت نيست و صيحه و فرورفتن در زمين با قانون معجزات هماهنگى دارد و مخالف با آن نيست ، و اخبار بسيارى بر آنها دلالت مىكرد بنابراين مىبايست آنها را پذيرفت .
اين بود تمام گفتار ما دربارهء نكتهء سوم در آنچه بر اقامهء معجزات بيشتر از قانون مربوطهاش دلالت مىكرد . و در اينجا سخن ما در ناحيهء دوم از اقسام علائم ظهور از نظر معجزات پايان مىپذيرد . و همين بحث پايان بحث ما در جهت چهارم در برخى از تقسيمات عمومى اين روايات بود .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 624
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٦٢٤