در حال توانگرى است و كشته شدن با ما بهتر از زيستن با دشمنان ماست ؟ ! چندى بعد پاسخ حضرت بدين مضمون رسيد :
« خداوند جلّ و علا گناهان دوستان و مواليان ما را با فقر و بىچيزى پاك مىكند و از گناهان بيشمارى درمىگذرد . مطلب همانست كه با خود انديشيدهاى : فقر با ما بهتر از دارايى با دشمنان ماست . ما پناه پناهندگان ، روشنى روشنى خواهان و نگاهبان كسانى هستيم كه به ما مىپيوندند و آنان را از هر لغزش بازمىداريم . آنكه ما را دوست بدارد همراه ما در اوج افتخار و شرافت خواهد بود و هر كس از ما منحرف شود در گودال دوزخ سقوط خواهد كرد . . . » « 1 » .
9 - ابو جعفر هاشمى مىگويد : همراه گروهى از شيعيان در زندان بسر مىبرديم كه امام حسن عسكرى و برادرش جعفر را بدانجا آوردند . بسرعت خودمان را به ايشان رسانديم و من رخسار ايشان را بوسيدم و ايشان را بر زيرانداز خود جاى دادم . جعفر نيز نزديك حضرت نشست . مسئول زندان صالح بن وصيف بود . در آنجا مردى از « بنى جحم » در ميان ما بود كه خود را علوى معرفى مىكرد . حضرت متوجه ما شده فرمود :
« اگر در ميان شما بيگانهاى نبود شما را از زمان رهايىتان با خبر مىكردم . . . » .
سپس به آن مرد جحمى اشاره كردند و گفتند :
« اين مرد از شما نيست پس هشيار باشيد كه در پيراهن خود دفترى دارد كه آنچه را شما مىگوييد در آن نوشته به خليفه گزارش مىكند » .
يكى از زندانيان به شتاب نزد او رفت و او را بازرسى كرد . در اين هنگام نامهاى از او به دست آمد كه در آن اتهامات متعددى را به گروه نسبت داده بود
هامش
( 1 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 435 .