3 - محمّد بن حجر از ظلم و ستم عبد العزيز و يزيد بن عيسى به امام حسن عسكرى - عليه السّلام - شكايت كرد . حضرت پاسخ داد :
« به زودى از شر عبد العزيز رهايى خواهى يافت و با « يزيد » در پيشگاه خداوند متعال قرار خواهيد گرفت تا داورتان باشد » .
چند روز بعد عبد العزيز هلاك شد اما يزيد محمّد بن حجر را كشت و بدين گونه در روز قيامت هر دو در برابر خداوند قرار خواهند گرفت تا پروردگار ميان آنها داورى كند « 1 » .
4 - ابو هاشم مىگويد : « از تنگناى زندان و سنگينى قيد و بند به امام حسن عسكرى شكايت كردم . ايشان به من نوشتند : نماز ظهر امروز را در خانهات خواهى خواند . اين امر محقق شد و او همان روز از زندان رها شد و نماز را در منزلش گزارد » « 2 » .
5 - ابو هاشم مىگويد : « تنگدست بودم و مىخواستم مشكلم را با امام حسن عسكرى - عليه السّلام - در ميان بگذارم ليكن بر اثر شرم و حيا از آن كار خوددارى كردم و به سوى منزلم رفتم . همينكه بدانجا رسيدم حضرت برايم يكصد دينار همراه نامهاى فرستاد كه در آن آمده بود : اگر به چيزى نياز داشتى خجالت نكش و نترس كه هر چه دوست داشته باشى به دست مىآورى « 3 » » .
6 - ثقه و امين بزرگوار ابو هاشم جعفرى مىگويد : شنيدم امام حسن عسكرى - عليه السّلام - مىفرمود :
« بهشت را درى است به نام « المعروف » كه تنها اهل نيكى و رسيدگى به
هامش
( 1 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 433 .
( 2 ) - اعلام الورى ، ص 372 .
( 3 ) - الثاقب في المناقب ، ص 241 نوشته محمّد بن على جرجانى از نسخههاى خطى كتابخانه امير المؤمنين ( نجف اشرف ) شماره مسلسل 357 .