مردم از آن مىگذرند » .
خشنود شدم و خدا را سپاس گفتم كه از برآورندگان نيازهاى مردم هستم و جزء نيكان به شمار مىروم ، حضرت به من نگاهى انداخت و فرمود : « آرى ، تو همانگونهاى كه پنداشتهاى هستى . نيكان در دنيا ، نيكان در آخرت نيز هستند ، خداوند تو را اى ابا هاشم از آنان قرار دهد و مشمول رحمت خود گرداند » « 1 » .
7 - محمّد بن حمزه دورى مىگويد : تنگدست شده بودم و از رسوايى هراسان لذا نامهاى به امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نوشتم و از ايشان درخواست كردم برايم دعا كنند و از خداوند بىنيازى مرا بخواهند . پاسخ حضرت بدين گونه به دستم رسيد :
« به تو مژده مىدهم كه خداوند بىنيازت كرد . پسر عمويت يحيى بن حمزه درگذشت و جز تو وارثى ندارد ، ما ترك او كه يكصد هزار دينار است به زودى به دست تو خواهد رسيد . پس خداى را سپاسگو و ميانه روى پيشه كن و از باددستى و اسراف بپرهيز » .
پس از چند روز همانطور كه امام گفته بود خبر مرگ پسر عمويم به من رسيد و دارايى او در اختيارم قرار گرفت . فقر و ندارى از من دور شده بود . حق خداوند را ادا كردم و به برادران دينى خود نيكى كردم و بر خلاف قبل كه اسراف مىكردم ، ميانه روى و اقتصاد را نصب العين خود قرار دادم « 2 » .
8 - محمّد بن حسن بن ميمون مىگويد : به مولايم امام حسن عسكرى نامهاى نوشتم و از تنگدستى شكوه نمودم . سپس با خود گفتم : مگر امام صادق - عليه السّلام - نفرموده است كه با ما بودن در حال فقر بهتر از با دشمن ما بودن
هامش
( 1 ) - نور الابصار ، ص 152 .
( 2 ) - نور الابصار ، ص 152 و الدر النظيم في مناقب الائمه .