كسى است كه نبوّت همه پيامبران را پذيرفته باشد ليكن نبوّت رسول اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - را منكر باشد زيرا پيروى و اطاعت از آخرين ما مانند نخستين ماست و انكار آخرين ما چون انكار اولين ماست . آگاه باشيد كه فرزندم را غيبتى طولانى است كه در آن مردم متزلزل خواهند شد مگر آنكه خدايش نگهدارد و حفظ كند » « 1 » .
اينها برخى اخبار منقول از امام حسن عسكرى - عليه السّلام - بر امامت فرزند بزرگوارشان امام منتظر - عليه السّلام - بود .
آمادگى براى عروج : امام از پس پرده غيب با خبر شدند كه به زودى رحلت خواهند كرد و به ديدار دوست خواهند شتافت ، لذا شروع كردند به بيان مطلب براى مادرشان : « در سال 260 مرا حرارتى فرا خواهد گرفت كه بر اثر آن رخت برخواهم بست . . . » .
مادر از اين سخنان پريشان حال گشت و بىتابى كرد و گريستن آغاز نمود ، امام براى دلدارى ايشان فرمود : « فرمان خدا شدنى است ، پس بىتابى مكن . . . » همانگونه كه حضرت گفته بودند ، فاجعه در سال 260 اتفاق افتاد « 2 » .
شهادت امام ( عليه السّلام )
امام حسن عسكرى - عليه السّلام - را نزد طاغوت عباسى « معتمد » آوردند .
او كه از احترام جميع طبقات مردم به امام و مقدم داشتن ايشان بر تمام علويان و عباسيان به تنگ آمده بود و از شنيدن فضائل حضرت مالامال از كينه شده بود ، تصميم گرفت ايشان را به شهادت برساند . لذا زهرى كشنده به امام خوراند كه بر اثر آن ، بدن حضرت رنجه گشت و ايشان بسترى شدند ، اما با همه درد و
هامش
( 1 ) - كفاية الاثر .
( 2 ) - مهج الدعوات ، ص 274 .