اين پسرم را به تو نشان نمىدادم . او همنام و هم كنيه پيامبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - است ، زمين را سرشار از عدالت و برابرى خواهد كرد بعد از آنكه پر از ظلم و ستم شده باشد . اى احمد ! او در اين امت مانند خضر و ذو القرنين است .
به خدا قسم غيبتى خواهد كرد كه در آن جز آنها كه خداوند بر اعتقاد به امامتش استوارشان ساخته و توفيق دعا براى تعجيل در فرج او داده است ، همه هلاك خواهند شد .
عرض كردم : آيا علامتى موجود است تا بدان قلبم آرام گيرد . پس كودك به زبان آمد و گفت : « من بقية اللّه در زمين و گيرندهء انتقام از دشمنان خدا هستم و پس از ديدن نيازى به دليل نيست » .
من هم خشنود و شادمان از محضر حضرت مرخص شدم . فرداى آن روز نزد امام بازگشتم و عرض كردم : از اينكه بر من منت نهادى بسيار خوشحال شدم پس سنت جارى در خضر و ذو القرنين چيست ؟
حضرت فرمود : غيبت طولانى .
عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! آيا غيبت ايشان خيلى طول مىكشد ؟
فرمود : آرى به خدا آن قدر به درازا مىكشد كه بيشتر معتقدان به آن از اعتقادشان بازمىگردند و تنها گروهى باقى خواهند ماند كه خداوند از ايشان ميثاقى بر ولايت ما گرفته باشد و ايمان را در قلبشان نگاشته باشد و با روح خود مؤيدشان كرده باشد . اى احمد ! اين امرى از خداست ، سرّى از خداست و غيبى از غيب خداست آنچه را به تو گفتم برگير و آن را پنهان دار و از سپاسگزاران باش تا با ما در علّيين باشى » « 1 » .
نكات عمدهء اين حديث عبارتند از :
اولا : خداوند متعال از به دو خلقت انسان در زمين تا پايان زندگيش بر اساس
هامش
( 1 ) - اكمال الدين / صدوق ، ص 216 - 217 .