« زعموا انهم يريدون قتلى ليقطعوا هذا النسل و قد كذب اللّه قولهم و الحمد للّه » « 1 » .
« پنداشتهاند با كشتن من نسلم را قطع خواهند كرد و حال آنكه خداوند خواستهء آنان را تكذيب كرده است ( و مرا فرزندى است ) و سپاس خداى را » .
2 - حسادت عباسيان به موقعيت ممتاز حضرت و پايگاه وسيع مردمى ايشان ميان طبقات مختلف در حالى كه قدرت و خلافت دست بنى عباس بود و نتوانسته بودند كمترين محبوبيتى ميان مردم كسب كنند و حسادت - همانطور كه معروف است - دردى است چون طاعون كه مردم را دچار رنجى بزرگ مىكند . سينه تنگ آنان تحمل محبوبيت امام را نداشت لذا ايشان را در تيرگى شب و روشنايى روز مىآزردند و ترفندهاى گوناگون به كار مىبردند تا ايشان را رنجه كنند .
3 - قيامهاى بنيان برافكن علويان بر ضد حكومت عباسى از آغاز تشكيل اين سلسله و تلاش در جهت محقق ساختن عدالت سياسى در اسلام و اجراى برنامههاى اقتصادى و اجتماعى آن در جامعه - كه مورد استقبال جميع طبقات و محافل قرار گرفته بود و موجب فرو ريختن هيبت و شوكت حكومت و تكانهاى شديدى كه دولت را در آستانه سقوط و نابودى قرار مىداد - شده بود .
اين قيامها سينه عباسيان را نسبت به علويان پركينه ساخته بود و آنان به مأموران و مزدوران خود دستور داده بودند به تعقيب و بازداشت تمام علويان بپردازند . طبيعى بود كه در اين ميان امام بيشترين محنتها و مصائب را متحمل گردد زيرا بزرگ علويان و امام مسلمانان در عصر خود به شمار مىرفت .
اينها برخى از عواملى بود كه موجب كينهتوزى عباسيان به امام مىشد .
در اينجا بازمىگرديم به سخن از روزهاى آخر زندگى امام حسن عسكرى - عليه السّلام - .
هامش
( 1 ) - كفاية الاثر .