تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
اكثر آنان او را شناختند . يكى از شيعيان پيامبر اكرم را در خواب ديد كه به او مىگويد : « يكى از فرزندانم را از محله « سكة الموالى » تشييع مىكنند و نزديك درخت سيبى در باغ عبد الجبار بن عبد الوهاب به خاك مىسپارند » . سپس حضرت به آن نقطه اشاره كردند . بامداد آن مرد برخاست و نزد مالك باغ رفته خواستار خريدن آنها شد . صاحب باغ پرسيد : « چرا درخت و جاى آن را مىخواهى بخرى ؟ » . خوابى را كه ديده بود تعريف كرد . آن مرد گفت : « من نيز چنين خوابى ديده‌ام » سپس گفت كه جاى درخت و همه باغ را وقف آن بزرگوار هاشمى نسب و شيعه كرده است تا در آن دفن گردند . مدتى بعد عبد العظيم بيمار شد و سپس وفات يافت - رحمة اللّه عليه - و هنگامى كه لباس از تن او درآوردند تا او را غسل دهند رقعه‌اى در جيب او يافتند كه در آن نسب شريف آن امامزاده نوشته شده بود « 1 » . اين سيّد عظيم الشأن عالمى فقيه بود ابو حماد رازى مىگويد : خدمت امام هادى - عليه السّلام - در سامرّاء رسيدم و برخى احكام و مسائل شرعى را پرسيدم ، حضرت نيز پاسخ دادند و هنگامى كه مىخواستم با ايشان وداع كنم فرمودند : « اى حماد ! اگر مشكلى در مسائل دينى در شهرت برايت پيدا شد از عبد العظيم بن عبد اللّه حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان » « 2 » . 47 - عبد اللّه بن جعفر حميرى قمى : شيخ « 3 » و برقى « 4 » او را از اصحاب امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نام مىبرند . نجاشى مىگويد : « عبد اللّه بن جعفر بن
هامش
( 1 ) - نجاشى . ( 2 ) - المعجم ، ج 10 ، 53 . ( 3 ) - رجال طوسى . ( 4 ) - رجال برقى .