سال ، و رفتن ملك شمس الدين كرت به خدمت پادشاه زاده هلاؤ [ 1 ] [ و ] نشاندن ارسى شاه ينالتكين را بنيابت خود درين ماه .
رفتن برادرزادهء ملك على مسعود ، اسم او ملك نصير الدين محمد بن ابى الفتح بن مسعود به خدمت اميران مغول و فرمان ستدن ، و فرستادن سپهسالار اجل شجاع الدين نصر بن خلف مهربانى [ 2 ] بنيابت خويش بامارت سيستان ، و خود رفتن در عقب ملك شمس الدين كرت بطلب خون عمّ خود ملك شمس الدين على [ بن ] مسعود بن خلف مهربانى به خدمت پادشاهزاده هلاؤ هم درين سال و باز آمدن و فرمان آوردن هم درين سال ، و آمدن ملك شمس الدين [ كرت ] كرّت دويم بسيستان ، و رفتن ملك نصير الدين به خدمت پادشاه هلاؤ و مدتى بودن در خدمت ، در سال ششصد و پنجاه و هفت .
باز آمدن ملك نصير الدين از خدمت پادشاهان ، و فرمان آوردن بامارت سيستان ، و نشستن بمملكت سيستان ، در سال ششصد و پنجاه و نه ، منتصف جمادى الاولى و بيرون كردن نواب ملك شمس الدين كرت را از سيستان ، و كشتن آن كسان كه با وى يار شده بودند بكشتن عمّ وى ملك شمس الدين على بن مسعود ، چون نوبت سالار [ 3 ] طاهر بن ابى الاسد [ 4 ] قوقهى را ، و نقيب عميد [ و ] مبارز الدين محمد بن حرب بن
هامش
[ 1 ] كذا . . و اصل آنچه معروفست هولاكو و هلاكو است و وى برادر منكوقاآن است و پسر تولو يا تولى خان بن چنگيز خان . قبل از هولاكو امير ارغون از طرف اوكتاى قاآن امير خراسان و ايران بود و پيش از وى كور كور يا غرغر ( ؟ ) نام و قبل از او جيتمور و قبل از جيتمور چند گاه امير جر ماغون در خراسان بوده است و هولاكو بامر برادرش منكوقاآن كه ايلخان بزرگ بود در سنه ( 651 ) مأمور ايران و ديار مغربى گرديد ( جامع رشيدى جلد معروف بمغول خطى نسخهء نگارنده ) ( جهانگشا ج 3 ص 59 ) .
[ 2 ] احياء ورق آ 36 : مهربان .
[ 3 ] نوبت سالار . منصبى بوده است ، يعنى سالار نوبت و نوبتيان ، و نوبت در اصل لغوى معلوم است ، و در اصطلاح علم شده است بر طبلى كه به سه يا پنج نوبت بر در سراى يا خرگاه پادشاه ميزدهاند و طبل زننده را نوبتى ميگفتهاند چنان كه استادى گويد :
آن را كه چار گوشهء عزلت ميسرست * گو پنج نوبه زن كه شه هفت كشورست
[ 4 ] احياء ( ورق ب 36 ) : طاهر بن اسد .