مقاتل [ 1 ] برونجى را ، در سال ششصد و شصت و يكى . [ و ] فرار نمودن ابناء ايشان بفراه در ماه رجب هم درين سال .
اساس نهادن ملك معظم نصير الحق و الدين عمارت قلعه ارك و بارهء شهر ، كه مدت چهل سال بود تا لشگر ملاعين خراب و هامون كرده بودند ، در اوايل رمضان هم درين سال .
جمع كردن لشگر ، ملك شمس الدين كرت ، از تمامت غور و خراسان و فراه و نيه ، و با چندين ملوك كبار و امراء بزرگ و جماعتى از مخالفان سيستان بدر شهر آمدن ، و شبيخون آوردن ، و جنگ كردن ، و شكسته شدن مصاف وى هم [ در ] ساعت ، و هزيمت شدن و بازگشتن از در شهر ، روز آدينه در سيزدهم ذى الحجّه هم درين سال .
آمدن ملك كبير عماد الدين كجوران [ 2 ] ، و التجا ساختن به خدمت ملك معظم نصير الحق و الدين در هژدهم شعبان هم درين سال ، و مراجعت كردن بجانب ولايت خود بخوش دلى تمام شهر [ 3 ] ، درين سال .
آمدن امير جنجودرنويين بسيستان و سپاه آوردن ، و بر روى زره لشگرگاه كردن ، و بهيرمند بزرگ يرگه [ 4 ] ساختن بر كنار آب ، سلخ صفر سال بر ششصد و شصت و سه .
آمدن امراء كبار ، باغو و ارس نويين [ 5 ] با دوازده هزار سوار ، و ملك شمس الدين كرت با جملگى لشگر غور و خراسان و اسفزار و فراه و نيه و غيره ، و تمامت ملوك
هامش
[ 1 ] احياء : و مير مقامل برونجى ( ورق 36 ب ) .
[ 2 ] احياء : كخوران .
[ 3 ] چيزى افتاده است .
[ 4 ] يرگه ، شايد مراد جرگه باشد كه نوعى است از شكار كردن ، چه مغولان هر سالى لشكر را به شكار جرگه وادار ميكردند كه در تيراندازى و سوارى و انتظامات ورزيده باشند . جهانگشا چاپ طهران : نرگه با نون ضبط كرده است .
[ 5 ] اسامى سه سطر بالاتر و اين اسامى و آمدن اين جماعت بسيستان در تواريخ ديده نشد . احياء :
ملك كبير حنحو در بوس ( بىنقطه ) و ماغولاش ( ؟ ) .