سيستان و كشتن امير على را در جمادى الاخر بسال ششصد و بيست و دو ، و عمارت كردن ارك و خندق زدن ميان شهر و ارك هم درين سال ، و رفتن ملك ينالتكين بجانب نيه ، و آمدن لشگر ملاحده بمصاف وى و هزيمت كردن پيش ايشان هم درين سال ، و نشاندن اسد منجنيقى بنيابت ، و بجانب فراه روانه شدن ، و خلاف كردن بزرگان سيستان ، و آوردن پسر امير خلف و در بندان كردن [ 1 ] ارك بسال ششصد و بيست و چهار ، و آمدن ملك ينالتكين از جانب فراه و آوردن بيركل ملك ( ؟ ) را با خود ، و هزيمت كردن لشگر از پاى ارك ، و شدن باوق و قوقه را حصار گرفتن ، و آمدن ملك ينالتكين به شهر ، و بردن لشگر بمصاف قوقه و شكستن مصاف ايشان و كشته شدن ايشان بر دست وى ، هم درين سال ، و رفتن ملك ينالتكين بجانب گرمسير و غور تا حدّ تولك و اسفزار ، و بردن لشگر سيستان و گرفتن آن ولايت و آوردن ملكان آن ولايت به خدمت ، بسال ششصد و بيست و شش ، و آمدن جرماغون و لشگر مغول و شدن ملك ينالتكين بكوه اسپهبد و در بندان كردن كوه ، چهل روز ، و خلاص يافتن ملك ينالتكين از كوه بسال ششصد و بيست و هفت ، و آمدن قراجه [ 2 ] و يغان سنقر ، و پناه آوردن بسيستان بسال ششصد و سى ، و آمدن لشگر ملاعين [ 3 ] خذلهم الله در عقب ايشان در عهد دولت ملك ينالتكين ، پانزدهم ماه ذى القعده هم درين سال ، و گرفتن شهر در بيست و هفتم ماه رمضان بسال ششصد و سى و يكى ، و گرفتن قلعهء ارك و اسير كردن [ ملك ينالتكين ، و كشتن ] باقى مردم كه مرده [ 4 ] بودند در چهاردهم
هامش
[ 1 ] در بندان كردن ، همان حصار گرفتن است كه تحصن و قلعه بندان باشد .
[ 2 ] در اصل « قراحه » و اين دو از خوارزمياناند .
[ 3 ] يعنى لشكر مغول .
[ 4 ] ميرخواند مينويسد : لشگر مغول بار ديگر در 625 بولاية سيستان رفتند و تاج الدين نيالتكين در قلعه محصور بود و قريب به دو سال ايام محاصره امتداد يافت و لشكريان غورى و توالكى و سگزى و غيرهم از اتراك كه با وى در قلعه بودند اكثر هلاك شدند و تيرى به چشم ملك آمده نور باصره اش زايل گشت و مغولان قلعه را گرفته باقىماندگان را شهيد كردند و نيالتكين را بقلعهء اسپهبد برده كشتند . . .
الخ ( ج 4 ص 461 ) .