سال ، و رفتن خواجهء زوزن [ 1 ] بجانب كرمان و مدد طلبيدن ، و رفتن شهاب الدّين محمود با لشگر سيستان بمدد وى و فتح كرمان بر دست ايشان بسال ششصد و شش .
وفات يافتن خداوند ملك معظم تاج الحق و الدين حرب بن محمد نوّر الله مرقده در سوّم رجب سال بر ششصد و ده .
قرار گرفتن تمامى ملك سيستان بر خداوند يمين الدين [ 2 ] بهرامشاه بن حرب هم درين روز ، لشگر طلبيدن سلطان محمد خوارزمشاه از سيستان ، و فرستادن خداوند يمين الدين شمس الدين زنگى بن [ 3 ] امير باحفص جوينى را و سرهنگ اصرم كمرى [ 4 ] را با شش هزار مرد بمدد وى بلب آب ترمد بسال ششصد و پانزده ، و قرب صد و پنجاه هزار سوار لشگر سلطان عرض داده بودند ، بيرون پياده كه صد هزار ديگر بودند ، چون لشگر منغول [ 5 ] بلب آب ترمد [ رسيد ] ، سلطان محمد خوارزمشاه هزيمت كرد و لشگر سيستان بجمله كشته شدند يا بر آب غرق شدند و اين بود بسال ششصد و شانزده ، و گرفتن لشگر منغول زمين خراسان را هم درين سال ، و كشته شدن يمين الدين بهرام شاه بن حرب بر دست ملاحده كه باسم فدائى بودند در بازار سرّاجان روز آدينه پنجم ماه ربيع الآخر بسال ششصد و هژده ، و نشستن خداوند زاده تاج الدين نصر [ ت ] بن
هامش
[ 1 ] و هو خواجه رضى الدين ملك زوزن ( رجوع شود بتاريخ سلاجقهء كرمان ص 199 - 200 ) .
[ 2 ] احياء الملوك ( ورق آ 35 ) شمس الدين و روضة الصفا او را يمين الدوله نوشته و گويد :
ابو نصر فراهى صاحب نصاب چند بيت در مدح وى گفته است ، و اين چهار بيت از آن ابيات بر سبيل تبرك ثبت افتاد .
شه نيمروزى و در روز ملكت * خجسته هنوز اول بامدادست
درين حرب كاندر قهستان نمودى * جهانى پر از عدل و انصاف و دادست
بمان در جهان تا جهان را طراوت * ز آب و ز آتش ز خاك و ز بادست
نماند فراموش بر ياد خسرو * ثناء فراهى اگر هيچ يادست
[ 3 ] احياء : و امير با حفص .
[ 4 ] احياء : كمركى .
[ 5 ] در تمام نسخ فارسى و عربى ( مغول ) يا ( مغل ) ضبط شده ، ليكن در كتب اروپائى منغول مينويسند ، و اين كتاب هم مغول و هم منغول ضبط كرده است .