تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
نظر دارند معلوم است لازم نيست آن را معين نمايند . ( هشتم ) مالك زمين را معين كند پس كسى كه چند قطعه زمين دارد وبا هم تفاوت دارند اگر به زارع بگويد در يكى از أين زمينها زراعت كن وآن را معين نكند مزارعه باطل است . ( نهم ) مصارفى را كه هر كدام از آنان بايد بكنند معين نمايند . ولى اگر آن مصرف معلوم بأشد لازم نيست آن را معين نمايند .
( مسأله 2222 ) اگر مدت مزارعه تمام شود وحاصل بدست نيايد چنانچه مالك راضى شود كه با اجاره يا بدون اجاره زراعت در زمين أو بماند وزارع هم راضى بأشد مانعى ندارد ، ولى اگر مالك راضى نشود مىتواند زارع را وأدار كند كه زراعت را بچيند ، اگر از چيدن زراعت ضرري به زارع نرسد والا مشكل است كه مالك بتواند زارع را مجبور كند وهم چنين مشكل است كه زارع بتواند مالك را مجبور كند كه زراعت در زمين أو بماند هر چند كه بخواهد در عوض أين كار چيزى به مالك بدهد .
( مسأله 2223 ) اگر بواسطة پيش آمدى زراعت در زمين ممكن نشود مثلا آب از زمين قطع گردد ، مزارعه به هم مىخورد واگر زارع بدون عذر زراعت نكند چنانچه زمين در تصرف أو بوده ومالك در آن تصرف نداشته است بايد اجاره آن مدت را به مقدار معمول به مالك بدهد .
( مسأله 2224 ) اگر مالك وزارع صيغه خوانده باشند بدون رضايت يكديگر نمىتوانند مزارعه را به هم بزنند ، وهم چنين در صورتي كه مالك به قصد مزارعه زمين را به كسى واگذار كند بعيد نيست كه بدون رضايت يكديگر نتوانند معامله را به هم بزنند ولى اگر در ضمن معامله مزارعه شرط كرده باشند كه هر دو يا يكى از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند مىتوانند مطابق قرارى كه گذاشته اند معامله را به هم بزنند .
( مسأله 2225 ) اگر بعد از قرار داد مزارعه مالك يا زارع بميرد مزارعه به هم نمىخورد ، بلكه وارث ميت بجاى أو خواهد بود ، ولى اگر زارع بميرد وقرار داد كرده باشند كه زارع شخصا زراعت را انجام دهد مزارعه به هم مىخورد وچنانچه زراعت