( 1 ) گفت پدر و مادرم فداى تو باد اى پيامبر خدا با اين تنم را پوشيدم ، سرم را چكار كنم ؟ ملافهاى كهنه بسوى او انداخت و فرمود : اين را بر سرت بهبند .
و سپس به او اذن داد و من هم با او وارد شدم ، فرمود : دختركم شب را چگونه بصبح آوردى ؟
گفت : به خدا قسم اى رسول خدا ( ص ) شب را با رنج و زحمت صبح كردم گرسنگى بر آن ناراحتيم افزون شده ، و بر خوردن طعامى قدرت ندارم زيرا گرسنگى مرا از پا در آورده است .
رسول خدا بگريه افتاد و فاطمه نيز با او گريه كرد و سپس فرمود اى فاطمه مژده باد بر تو و روشن باد چشم تو ، اندوه مخور قسم بخدائى كه مرا به حق بپيامبرى برانگيخته سه روز است كه طعام نچشيدهام و من پيش خدا گرامىتر از تو هستم و اگر ميخواستم در پيشگاه خدا باشم كه او مرا از غذا و آب سير نمايد ، مىكردم ، و لكن من آخرت را بر دنيا ترجيح دادم ، اى دختركم زارى مكن به خدائى كه مرا به حق به نبوت برانگيخته تو بانوى زنان عالميان هستى و فاطمه دستش را بر سرش گذاشت و گفت اى پدر ! پس آسيه دختر مزاحم زن فرعون كجاست ؟ و مريم دختر عمران كجاست ؟
فرمود : آسيه بانوى زنان عالم خودش بود و مريم بانوى زنان عالم خودش و خديجه بانوى زنان عالم خودش بود و تو فاطمه جان بانوى زنان عالم خود هستى ، و شما در خانههائى از در كه نه آزارى در آنجا وجود دارد و نه رنج و مشقتى مىباشيد گفتم :
اى پيامبر خدا خانههائى از در چيست ؟ فرمود : درى تو خالى از مرواريد كه نه آزارى در آنجا هست و نه صدائى گفت : سپس دستش را بر شانهء فاطمه زد و فرمود اى دختركم قسم بخدائى كه مرا به حق براى پيامبرى برانگيخته بحقيقت ترا به كسى كه در دنيا و آخرت سرور است تزويج كردم .
( 2 ) 453 - خبر داد بما ابو عبد اللَّه محمد فرزند ابو نصر نقل كرد بما ابو زكريا
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: ابن المغازلي
ص٣٠١