« او گفت : مثل منى در پشت انسان مثل آبى است كه در چاه باشد . اگر چاه را پاك كنى ، آب آن فوران پيدا كند و اگر چاه را به حال خود گذارى ، آب آن فرو مىرود ؛
« او گفت : شخصى كه جماع مىكند ، از آب زندگانى برداشته است .
از او پرسيدند ، در چه مدت شخص بايد جماع كند ؟ جواب داد سالى يك مرتبه . پرسيدند اگر شخص نتوانست صبر و خوددارى نمايد چه كند ؟ گفت ماهى يك مرتبه . به او گفته شد : باز هم اگر نتوانست . گفت : هر هفته يك بار . پرسيدند ؟
اگر نتوانست . جواب داد : آن روح او است ، هر وقت دلش خواست آن را بيرون كند ؛
« او گفت : امهات لذات دنيا چهار است : لذت خوراك ، لذت آشاميدن ، لذت جماع ، لذت سماع . سه لذت اول به نحوى است كه انسان به آنها نمىرسد ، مگر با مشقت و خستگى و اگر زياد هم شود ضررهائى دارند ، ولى لذت سماع چه كم باشد چه زياد خستگى ندارد و بىمشقت است ؛
« از حكمات اوست : اگر غدر و خيانت جزء طبع انسانها است ، در اين صورت اعتماد به كسى دليل عجز مىباشد و اگر رزق انسانى قسمت شده است به او مىرسد .
حرص بر تحصيل آن كار باطلى است ،
« و گفته است : كمى عائله يكى از دو طريق گشايش مىباشد ؛
« او گفت : عافيت و سلامت دارائى پنهانى انسان است كه قدر آن را كسى مىشناسد كه از دست او برود .
از او پرسيدند چه نوع زندگى خوب است ؟ جواب داد : امنيت با فقر بهتر از بىنيازى با ترس است .
بقراط مردمى را ديد زنى را دفن مىكنند ، گفت : خوب كسى تو را مىچلاند و در بغل مىگيرد .
از او حكايت كردهاند : توجه خود را بجوانكى نمود كه مىخواست او را تعليم
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص٦٧