بردند و به او گفتند : اى فاضل محترم ، صورت اين شخص را بهبينيد و از روى صورت او حكم باخلاق او نمائيد . اقليمون به او نگاه كرد و اعضاى او را نسبت بهم مقايسه نمود . سپس حكم خود را صادر كرد و گفت : صاحب اين عكس زنا را دوست دارد .
به او گفتند دروغ گفتى اين صورت بقراط حكيم است . در جوابشان گفت : پيشبينى من صحيح است . از وى بپرسيد . لذا آنها به خود ابقراط مراجعه نموده و جريان را به او گفتند كه اقليمون مىگويد ابقراط زنا را دوست دارد . ابقراط گفت : اين مرد راست گفت . من زنا را دوست دارم ولى تملك نفس و خوددارى مىكنم . اين حكايت دلالت بر فضل بقراط و تملك نفس او دارد و آنكه رياضت مىكشد .
مىگويم : احيانا اين حكايت را بسقراط فيلسوف هم نسبت دادهاند كه اين جريان با شاگردان او پيشآمده است .
اما تفسير و معناى نام ابقراط - معنى آن نگاهدارندهء اسبها و بعضى گفتهاند معناى آن حافظ و صحت و بعضى گفتهاند حافظ و نگاهدارندهء ارواح است .
اصل نام او بيونانى « ايفوقراطيس » است . ايضا گفتهاند بقراطيس بوده و عربها عادت دارند نامها را مختصر و معانى را كوچك نمايند ، لذا نام اخير را مخفف كرده ابقراط و بقراط گفتند و اين عمل بسيار است ، خاصه در اشعار « ابقراط » « بقرات » ( با تاء منقوط ) هم نوشتهاند .
مبشر بن فاتك در كتاب « مختار الحكم و محاسن الكلم » خود گفته است :
ابقراط مردى متوسط القامه ، سفيدروى و خوشصورت و با چشمان سياه ، درشت استخوان ، داراى اعصاب قوى ، محاسن او به اندازه و سفيد با پشت خميده بود . پيشانى بزرگ و بلند داشت . در حركت كند بود . اگر مىخواست به طرفى توجه كند با تمام بدن توجه مىكرد و غالبا سرش را پائين مىانداخت . هميشه راست مىگفت و در صحبت كردن متانى بود و به مخاطب خود مطلب را تكرار مىكرد . نعلين او هميشه در برابرش گذارده مىشد . اگر كسى به او صحبت مىكرد ، جواب مىداد و اگر سكوت
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص٦٤