اينك از بيانات و نوادر حكيمانه او كه در طب منحصر بفرد است قسمتهائى نقل مىشود .
ابقراط گفت :
« طب قياس و تجربه است ، اگر بشر بر يك طبع خلق شده بود هيچكس بيمار نمىشد ، زيرا چيزى بر ضد آن نبود تا شخص را بيمار كند ؛
« او گفت : عادت اگر پيشرفت كرد و تكرار شد ، طبيعت ثانوى مىگردد . فال بد و خوب يك حس نفسانى است ؛
« و گفته است : حاذقترين فرد به احكام نجومى شناساترين فرد بطبايع نجوم كسانى هستند كه بتوانند به خوبى تشبيه نمايند ؛
« ايضا گفته است : انسان ما دام كه در محيط محسوس است ، ناچار بايد سهم خود را از محسوسات بگيرد ، چه كم باشد چه زياد ؛
« او گفت : هر بيمارى كه سببش معلوم باشد ، وسائل شفاى آن هم موجود است .
« او گفت : مردم در حال صحت غذاى درندگان را مىخورند و مريض مىشوند ، آنها را به غذاى پرندگان غذا داديم سلامت گرديدند ؛
« او گفت : مىخوريم تا زنده باشيم ، نه آنكه زندهايم كه بخوريم ؛
« او گفت : نخور تا گرسنه شوى ؛
« او گفت : هر بيمارى را بايد با گياهان وطنش معالجه كرد ، زيرا طبيعت به عادت خود توجه مىكند ؛
« او گفت شراب دوست بدن و سيب دوست نفس انسانى است .
به او گفتند : چرا پس از رسانيدن دارو ، بدن انسان حالت هيجان پيدا مىكند .
در جواب گفت : غبار بيشتر در وقت جارو كردن خانه بلند مىگردد .
« او گفت : موقعى دارو بخور كه به آن احتياج دارى . اگر بدون احتياج بخورى و دردى نباشد كه دارو در آن اثر كند ، در سلامت تو موثر شده و تو را بيمار خواهد كرد ؛
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص٦٦