تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
به خاطر سابقه كينه‌اى بود كه ميان مغيره و يكى از گواهان وجود داشت . مىبينند ابو محجن ثقفى ، در روايات سيف براى مىخوارگى و باده‌نوشى زندانى نشده است ، بلكه به خاطر شعرى بوده است كه در بارهء شراب سروده است ! ! الى آخر . . . .

روايات سيف به نقع مستشرقين است « 1 »

و شايد بعضى از مستشرقين و خاورشناسان نيز از اين جهت طرفدار روايات سيف هستند كه آن چه را كه مايل بودند نسبت به لشكريان اسلام بشنوند : از كشتارهاى فراوان و بىرحمانه و قساوت قلب ، در احاديث سيف مشاهده كرده‌اند زيرا مستشرقين ديده‌اند كه در روايات سيف آمده است خالد در بعضى جنگ‌ها ، سه روز و سه شب تمام ، كارى جز گردن زدن اسيران جنگى نداشته ، و نيز ، هر ره‌گذرى را هر چند طرف دعوا هم نبوده است ، گرفته و گردن زده است و اين همه خون آشامى و رفتار خلاف انسانى ، فقط براى اين بوده است كه خالد سوگند ياد كرده بود كه از خون آنان نهرى جارى سازد ! ! مستشرقين ديده‌اند كه در حديث‌هاى سيف ، شمارهء كشتگان در بيشتر جنگ‌ها از صد هزار متجاوز بوده است و مطالب ديگرى كه مىنمايد لشكر اسلام مانند سپاهيان هلاكو سنگدل و وحشى بوده‌اند و جنگ‌هاى اسلامى به منظور ريشه‌كن ساختن بشريّت انجام گرفته است ! ! مستشرقين در روايات سيف ديده‌اند كه مسلمان‌هاى خارج از حرمين ( مكه و مدينه ) پس از پيغمبر ( ص ) ، عموماً مرتد شده و از دين برگشته‌اند و دوباره آنان به زور شمشير با اسلام بازگشته‌اند ! ! كه در نتيجه ، پيشرفت اسلام ، معلول قلدرى و شمشير بوده است . مستشرقين ، در حديث‌هاى سيف ديده‌اند كه يك نفر يهودى به نام عبد الله بن سبأ ، اين قدرت را پيدا كرد كه چنان توطئه‌اى در ميان مسلمانان بكند كه ياران و اصحاب رسول خدا ( ص ) و پيروان‌شان را گمراه كرده و مطالبى را كه جزء عقايد آنان نبوده ، - اين يك نفر يهودى - به آنان تزريق نمايد و بعضى را به جان بعضى ديگر اندازد و همه را تحريك
هامش
( 1 ) . رجوع شود به فصل اوّل ج 2 عبد الله بن سبأ .