تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
يك طرف ، مىبينند كه در آن احاديث ، براى فرماندهان و امراء مسلمين ، اوصاف فرشته‌اى و قهرمانىهاى بىنظير و كرامات و خوارق عادات قائل شده است ، مانند : تبديل شدن ريگ بيابان به آب ، و آب دريا به شن براى سپاهيان اسلام ، و حرف زدن گاوها و اطلاع دادن از محلّ خودشان . . . تا آخر . و از طرف ديگر ، چون فرمانداران و شخصيّت‌هاى صدر اسلام گرفتار كارهايى شده‌اند كه از آنان پسنديده نبوده است ؛ در احاديث سيف مطالبى مشاهده كرده‌اند كه عذر آن كردارهاى ناپسند را خواسته و نگذاشته سيل اعتراض و انتقاد به سوى آنان سرازير گردد ، مثلًا : مىبينند در احاديث سيف آمده كه على بن ابى طالب ( ع ) در همان اوّلين روزى كه ديگران با ابو بكر بيعت كردند ، با كمال عجله مبادرت به بيعت با ابو بكر نموده است ! ! نه آن كه بيعت را تا پس از وفات فاطمه زهرا ( س ) به تأخير انداخته باشند . مىبينند كه سيف مىگويد سعد بن عباده ، به طور اكراه بيعت كرد ! ! نه آن كه بدون بيعت در تبعيدگاه خود « حوران » به جرم بيعت نكردن كشته شده باشد . مىبينند به گفتهء سيف ، وضعى كه براى خالد بن سعيد در جريان بيعت پيش آمد ، نه براى تأييد على ( ع ) بود ، بلكه براى اين بود كه عمر لبّادهء حرير او را پاره كرده بود ! ! مىبينند آن همه مردم كه از قبايل عرب كشته شدند و سرهاىشان پايهء ديگ غذا گرديد و زنانى كه از آنان به اسارت در آمدند ، نه براى اين بود كه آنان تن به بيعت ابو بكر نداده بودند ، بلكه از اين جهت بوده است كه تمام اين مردم مرتد شده و از دين خدا برگشته بودند ! ! مىبينند زن شترسوارى كه پيغمبر از حال او خبر داده بود ، امّ المؤمنين عايشه نبوده ، بلكه زن ديگرى به نام امّ زمل بوده است . مىبينند روايت سيف ، مغيرة بن شعبه را در خانهء امّ جميل آن چنان پرده بر رويش كشيده تا كسى او را نبيند كه بر روى امّ جميل افتاده و مشغول عمل زناشويى است ، بلكه آنان كه گواهى داده‌اند مغيره را در خانهء خودش بر روى زنى ديده‌اند كه روشن نبوده است آن زن كيست ، و شايد زن خود مغيره بوده است ! ! و اصولًا اين پرونده سازى براى مغيره